ⓜⓘⓝⓐ
بعضی روزا فقط خسته ام نه تنهام نه غمگینم و نه عاشق فقط خسته ام! : )
ⓜⓘⓝⓐ
وقتی که تنهایی میاد ، حس می کنم که بی کسم ثانیه ها نمی گذرن ، هیچ موقع فردا نمیآد دلم دیگه زندگی رو با اینهمه درد نمیخواد
ⓜⓘⓝⓐ
من و غم همچون برادر ، دست الفت داده ایم
رشته ی این دوستی محکم کند تنهایی ام
ⓜⓘⓝⓐ
تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد !
ⓜⓘⓝⓐ
نه انگار نمیخواهد بگذرد روزهای انتظار باید همیشه همین باشم ، یک عاشق بی قرار انتظار و بی قراری نیز با تو شیرین است کار هر روز و هر شب من همین است
ⓜⓘⓝⓐ
خوش به حال خدا که “لحظه به لحظه” با توست و “من” همیشه درباره ی “تو” با “او” حرف میزنم
ⓜⓘⓝⓐ
اگر سرت رو روی سینه ام بگذاری هیچ صدایی نخواهی شنید … قلبِ من طاقت این همه خوشبختی رو نداره !
ⓜⓘⓝⓐ
به تو که فکر می کنم بی اختیار به حماقت خود لبخند می زنم سیاه لشکری بودم در عشق تو و فکر می کردم بازیگر نقش اولم … افسوس…
ⓜⓘⓝⓐ
بهانه های دنیا تو را از یادم نخواهد برد… من تو را در قلبم دارم نه در دنیا …
ⓜⓘⓝⓐ
کاش دنیا یکبار هم که شده بازیش را به ما می باخت مگر چه لذتی دارد این بردهای تکراری برایش؟!
ⓜⓘⓝⓐ
هر شعر گریز از یک گناه بود هر فریاد گریز از یک درد و هر عشق گریز از یک تنهایی عمیق افسوس که تو هیچ گریزگاهی نداشتی…!
ⓜⓘⓝⓐ
تا صبح گریه می کنم و غنچه می دهند گل های ریز صورتی روی بالشم !