ⓜⓘⓝⓐ
بعضی روزا فقط خسته ام نه تنهام نه غمگینم و نه عاشق فقط خسته ام! : )
ⓜⓘⓝⓐ
بعضی وقتا باید یقه احساستو بگیری بزنی تو گوشش با تمام قدرت سرش داد بزنی بگی خفه شو دیگه بسه تا الان هرچی کشیدم بخاطر تو بوده
ⓜⓘⓝⓐ
کاش یکی بود که توی کوچهها داد میزد خاطره خشکیه… خاطره خشکیه… اونوقت همه ی خاطراتتو همونایی که ارزش گرفتن دمپاییِ پاره هم ندارن میریختم تو کیسه و میدادم بهش و میرفت ردِ کارش!
ⓜⓘⓝⓐ
گذشته که حالم را گرفته است ! آینده که حالی برای رسیدنش ندارم ! و حال هم حالم را به هم میزند چه زندگی شیرینی!…
ⓜⓘⓝⓐ
بی هیچ صدائی می آیند زمانی که نمی دانی در دلت یک مزرعه آرزو می کارند و… بی هیج نشانی از دلت می گریزند تا تمام چیزی که به یاد می آوری حسرتی باشد به درازای زندگی چه قدر بی رحمند رویاهـا …