A-F Persian
آن حرف که از دلت غمی بگشاید / در صحبت دل شکستگان میباید هر شیشه که بشکند ، ندارد قیمت / جز شیشه دل که قیمتش افزاید .
A-F Persian
از اين به بعد هر كسي بهت گفت دوست دارم برو بغلش كن اروم سرت و بزار روي شونه هاش و يواش در گوشش بگو . . . . . . . . خفه ميشي يا خفت كنم؟ li@.. .
A-F Persian
لبخندش را تقسیم کرد… خنده اش به من رسید؛ لبهایش به دیگری
A-F Persian
به سلامـتیه اون لحظـــه ای که عاشـــقا به عشقشون میرسن
A-F Persian
نقابدارهای مجازی تا چه حد تصویری که آدمها از خودشان در فضای مجازی میسازند واقعی است؟ آدمها به چند درصد از حرفهایی که در وبلاگ و [!]بوک و توییترشان مینویسند واقعن اعتقاد دارند یا عمل میکنند؟ من یکی خیلی وقت است که حساب خیلی از آدمهای واقعی را از تصویر مجازیشان جدا کردهام. شاید به خاطر اینکه دیدهام چقدر راحت، آدمها با کلمههایی که در ساختن تصویر مجازی از خودشان انتخاب میکنند، موسیقیهایی که پیشنهاد میدهند، عکسها و شعرهایی که همخوان میکنند و کتابهایی که برای خواندن به بقیه پیشنهاد میکنند، تصویری دروغ و وارونه از اعتقادات واقعیشان به بقیه می دهند. آدم دیدهام که به حجاب معتقد است وحاضر به زندگی با زنی که به حجاب اعتقادی ندارد نیست ولی در همین عالم مجازی مطلبی را به بقیه برای خواندن پیشنهاد میدهد که حجاب شرعی به شکل فعلی را با ادله تاریخی و شرعی زیر سوال برده است. آدم دیدهام که عمیقن به سنتهای دینی و فرهنگی پایبند است، اما متنی را همخوان میکند، یا از نویسندهای یاد میکند که ذرهای با اعتقادات و سبک زندگیاش همخوانی ندارد. آدم دیدهام که در دفاع از حقوق برابر ز
A-F Persian
چـــــــه زود ســـــــهم روزهـــــای خوب " یـادش بـخـــــــــــیـر " مـیشــــــود ...
A-F Persian
هنوز کمی عشق با من مانده است آن را به کسی که دوستش دارم میدهم هنوز کمی اندوه با من مانده است ... آن را به کسی که دوستم دارد میدهم هنوز کمی زندگی با من مانده است آن را برای خودم نگه میدارم. برای روز مبادا
A-F Persian
صداي پاي توكه ميروي و صداي پاي مرگ كه مي آيد ديگرچيزي نمي شنوم
A-F Persian
آسمان حسرت زده به آفتابگردان گفت : تو دعای مستجاب شده ی خورشیدی...
A-F Persian
تو سنگی! و من یک تکه شیشه! "سنگ بودن تو" شاید که شوخی باشد "ولی شکستن من" جدی است
A-F Persian
زندگی را دوست دارم ولی از
زندگی دوباره می ترسم
قانون را دوست دارم ولی از
پاسبان می ترسم
کودکان را دوست دارم ولی از
آینه می ترسم
من می ترسم پس هستم
و اینگونه روز و روزگارمان میگذرد
من روز را دوست دارم ولی از
روزگار می ترسم
A-F Persian
مـــن زخم هـای بـی نـظـیـری به تــن دارم ! اما تــــــو ، مهــــربان تــــرینشان بودی ! عمیـــــق تــــرینشان ... عـــزیــــــز تــــرینشان ! ... بعــد از تــــــو ، آدم ها ، تنها خــراش های کوچکی بودند بــر پوستــــم ! که هیچ کـــــــدامشان ، به پای تــــــو نــــرسیــدند
A-F Persian
مرا حلال کن... نه بخاطر بدی هایی که هرگز در حقت روا نداشتم ....نه مرا حلال کن ... به خاطر خوبی هایی که کردم و هرگز لیاقتش را نداشتی...
A-F Persian
پرده را برداریم : بگذاریم كه احساس هوایی بخورد. بگذاریم بلوغ ، زیر هر بوته كه می خواهد بیتوته كند. بگذاریم غریزه پی بازی برود. كفش ها را بكند، و به دنبال فصول از سر گل ها بپرد. بگذاریم كه تنهایی آواز بخواند. چیز بنویسد. به خیابان برود.
A-F Persian
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم. چتر نداشتیم. خندیدیم دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم. دومین روز بارانی چطور؟ پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم. سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود. و سومین روز چطور؟ گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری. چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد. وچند روز پیش را چطور؟ به خاطر داری؟که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم... فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو