الينا
من كه باشم به تن رخت وفاي تو كنم / ديده حمال كنم بار جفاي تو كشم
الينا
يك تير بنام من ز تركش بركش/ و انگه بكمان عشق سخت اندر كش
الينا
ياد ايام جواني جگرم خون مي كرد / خوب شد پير شدم كم كم و نسيان آمد
الينا
خدايا سر بر دامن كه بگذارد دلخسته اي كه جز تو پناه ندارد پناه عالميان را برسان .
الينا
هيچ از اين خوبان گندمگون نصيب مانشد / ما سيه بختان مگر اولاد آدم نيستيم
الينا
تام و جري ..... اگه امام زمان نيمه شعبان همين سال ظهور كنه چي ازش ميخواي؟
الينا
انتظارش انتظارم سیر کرد آنکه می خواهد بیاید دیر کرد تا به کی در انتظارش دیده بر در دوختن "آمدن" "رفتن" "ندیدن" "سوختن ای که دستت می رسد بر زلف یار یک نظر احوال ما را هم رسان...(اي گل نرگس ! جان عالم فداي خاك پايت ،آن را از ما دريغ مدار)
الينا
شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع / آتش اندر دلش افمنده و ابش كردم
الينا
مي كه نبود از لب ساقي نميبخشد نشاط / ني كه نبود از دل عاشق نمي آرد سرور
الينا
تا تواني عشق و تقوي پيشه باش / همچنان خورشيد گرم انديشه باش
الينا
تو اندر بوستان بايد كه پيش سرو ننشيني / و گر نه باغبان گويد كه ديگر سرو ننشانم