الينا
الهي اي سزاي كرم و اي نوازنده عالم ، نه با جز تو شاديست نه با ياد تو غم ، خصمي و شفيعي و گواهي و حكم .
الينا
الهي هر كه ترا شناخت و علم مهر تو افراخت ، هر چه غير از تو بود بينداخت.
الينا
پرسيد مي خوري يا مي بري ؟ من گفتم مي خورم چه ميدونستم لذتها را مي برند حسرتها را ميخورند.
الينا
الهي دوستدار از زبان خاموش است ولي حالش همه زبان است ، و گر جان در سر دوستي كرد شايد ، كه دوست را به جاي جان است ، غرق شده آب نبيند كه گرفتار آن است به روز چراغ نيفروزند كه روز خود چراغ جهان است .
الينا
الهي تو آني كه خود گفتي و چنانكه خود گفتي چناني ، عظيم شاني و بزرگ احساني ، عزيز سلطاني ، ديان مهرباني ، هم نهاني و هم عياني ، ديده ها را نهاني و جان را عياني ، من سزاي تو ندانم و تو داني .