الينا
الهي نامت نور ديده آشنايان ، يادت آيين منزل مشتاقان ، يافتت چراغ دل مريدان ، مهرت انس جان دوستان.
الينا
خداوندا از آن تو مي افزود و از آن بنده ميكاست ، تا آخر همان ماند كه اول بود راست .
الينا
الهي جلال عزت تو جاي اشارت نگذاشت و محو و اثبات تو راه اضافت بر داشت تا گم گشت آنچه بنده در دست داشت .
الينا
اسير فصل خزان گردد عمر آنكس كه دمي اسير اشك كند چشمان مهربان ترا....
الينا
آرامتر سكوت كن صداي بي تفاوت هايت آزارم ميدهد.
الينا
قانون 6 نيوتن : عشق مرد به زن هيچوقت از بين نميرود بلكه از زني به زن ديگر منتقل ميشود.
الينا
اي دوست از بهر فراغت به كجا سر بزنم / شوق ديدار تو دارم بكجا پر بزنم
الينا
مرا در اندوه در ياب كه در شادي يار بسيار است.
الينا
ناامن ترين جاي دنيا همان آغوشي بود كه مي پنداشتم امن ترين جاي دنياست.
الينا
من از پاییز دانستم خزان آغاز زیبایی است اگر چه رنگ او زرد است حضور زندگی ، جاریست حضور زندگی جاریست
الينا
من از پاییز دانستم ز هرفصلی صفای زندگی پیداست اگر نیکو اگر زشت است هوای زندگی رنگی است سیاهی رافراری ده سراسر زندگی رنگی است هوای زندگی سبز است صفای زندگی آبی نگاه عشق بس زیبا سراسر زندگی نیلی
الينا
من از پاییز دانستم صفای زندگی تنها ، جوانی نیست و هر فصلی حکایت از زمان خویش می خواند ز هر فصلی صفای زندگانی هست
الينا
من از پاییز دانستم که هر رنگی دل انگیز است و هر رنگی ز اسرار خداوندی است اگر آبی ، اگر سبزی اگر سرخی،اگر زردی . . .
الينا
من از پاییز دانستم ز هر فصلی نشاط و لذت و شادی ست ز هر فصلی ،هوای تازگی جاری ست ز هر فصلی ،هوا بوی خدا دارد