دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

alireza sadeghi

alireza sadeghi
مرد - مجرد
امتیاز: 369

دنبال‌شدگان

(67 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(56 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

alireza sadeghi
alireza sadeghi

نظر شما چيست؟/ آيا موافق اخراج جباري از تيم استقلال هستيد؟

alireza sadeghi
alireza sadeghi

ازخوانی سخنان تاریخی رئیس جمهور منتخب روحانی: مي‌ترسم كه فردا مهر امام زمان را هم درست كنند و به مردم نشان دهند!/ عده‌اي وقتي نماز مي‌خوانند، جلوي خود يك جانماز خالي پهن مي‌كنند و مي‌گويند اين براي امام زمان است!

alireza sadeghi
alireza sadeghi

غضنفری: دولت نهم و دهم اجازه نداد شرایط سخت به ملت ایران منتقل شود

alireza sadeghi
alireza sadeghi

خورشید مردّد است، کمرنگ شده هر چیز که دست می زنم سنگ شده انگار که حال و روز دنیا خوش نیست شاید که دلت برای من تنگ شده

alireza sadeghi
alireza sadeghi

راه های جوانی اسرار جوانی چه کسی دلش نمی‌خواهد همیشه جوان و شاداب باشد؟ یقیناً در سی یا چهل سالگی نمی‌خواهیم که مثلاً 17 ساله شویم اما مسلماً دلمان می‌خواهد انرژی و قدرت آن موقع‌ها را داشته باشیم و مثل آن موقع‌ها خبری از چین و چروک یا لکه‌های قهوه‌ای روی پوستمان نباشد. بدون شک پیری شتری است که در هر خانه‌ای می‌خوابد (می‌دانیم که دور از جانتان آن شتر مرگ بود اما کمی تغییر ضرب‌المثل که به جایی بر نمی‌خورد!) و بیماری‌های دوره‌ی پیری با بالاتر رفتن سن و سال سرو کله‌شان پیدا می‌شود اما با همه‌ی این حرف‌ها تعداد این ناخوشی‌ها و بیماری‌ها به سبک زندگی ما بستگی دارد. برای اینکه جسم و روحتان جوان بماند توصیه های زیر را جدی بگیرید. به فکر تأمین آب بدنتان باشید زمانی که بدن دهیدراته می‌شود یعنی به میزان کافی آب دریافت نمی‌کند بیشتر شبیه کشمش می‌شود تا یک انگور رسیده. برای همین باید به میزان کافی آب بنوشید. هیچ وقت نباید احساس تشنگی کنید. باید قبل از آن آب کافی مصرف کرده باشید. حتماً مواد غذایی سرشار از آب مانند میوه‌ها و سبزیجات تازه نیز مصرف کنید تا به بهترین نحو آب بدنتان تأمین شود. فعال‌تر باش

alireza sadeghi
alireza sadeghi

سفارت آمریکا در قاهره تعطیل شد

alireza sadeghi
alireza sadeghi

انار شو که تمام لب تو را بِمَکَم به بغضم این همه سوزن مزن که می ترکم! شب است و عطرِ خوشِ نانِ تازه ای تن تو بگو چه کار کنم با دلِ پُر از کَپَکَم؟ دهانم آب می افتد،چقدر می افتد دهانم آب برایت،انارِ با نَمکم! انارِ سوخته ام من،دل مرا بچلان نمک بریز و بنوش از ته دلِ تَرَک تَرَکَم شبی که بغض کنی، صبح می چکد گُل گُل صدای گریه ی تو ،از لبانِ نی نمکم مخاه دختر چوپان !که باد حمله کند به دشت های پُر از گلّه های شاپرکم تو می شوی ملکه- گوش واره ات گیلاس بساز با نخ گیسوت،تاج قاصدکم شبیهِ تکه ای ابری غریبه ام، تو بگو به چشم هات، که بارن کنند نم نمکم ببین که دست من- این تا به فرق در مرداب بدل شده است به فریادِ آخرین کمکم! نو چون عروسکِ خاموشِ قصّه ها شده ای و من غریبه ی شهر هزار آدمکم شبیهِ غربتِ یک لاک پشت در برکه همیشه دور و برِ چشم هات می پلکم

alireza sadeghi
alireza sadeghi

دلم برای خودم لااقل کمی می سوخت اگر که پوچی دنیایتان امان می داد زمان همیشه مرا زیرخویش له می کرد همیشه فرصت من را به دیگران می داد

alireza sadeghi
alireza sadeghi

مامدعیان انتظاریم،زیاد/با آمدنت کار نداریم زیاد/هر روز بیا ولی به غیر از جمعه/ چون جمعه امام جمعه داریم زیاد

alireza sadeghi
alireza sadeghi

تو آمدي كه بگویي: اگر... اگر مي رفت... تو آمدي و كسي داشت سمت در مي رفت! تو آمدي و چنان زل زدي به پوچي من كه داشت حوصله انتظار سر مي رفت!! ¯ تو آمدي و كسي گوشه غزل هي با ردیف و قافیه هایي عجیب ور مي رفت تو آمدي ، كلماتي كه مرد ساخته بود شبیه صابون ، از دست شعر در مي رفت از اینكه آمده تا... بیشتر پشیمان بود از اینكه آمده تا... هرچه بیشتر مي رفت! ¯ اشاره كرد خدا سمت پرتگاه ... ولي به گوش من... وتو این حرفها مگر مي رفت!    تو آمدي كه بگویي... به گریه افتادي! و پشت پنجره انگار یك نفر مي رفت

alireza sadeghi
alireza sadeghi

دو چشم تر، آوردم كه تر قبول كني دلي شكسته برایت ، اگر قبول كني! به جاي اسم فرستنده مي نویسم : باد كه شرم داري، از ، این پسر قبول كني ! نه اینكه خانه تو جاي هیچ من باشد كه راضیم فقط از پشت در قبول كني غرور هست و خدا هست و گریه اي هم هست و این ترانه ، اگر بیشتر قبول كني!

alireza sadeghi
alireza sadeghi

حاجی دو سه روز است خطرناک شده/من فکر کنم حافظه اش پاک شده/می خواهد خاک جبه را بفروشد/رفته ست فروشنده املاک شده

alireza sadeghi
alireza sadeghi

سلام

alireza sadeghi
alireza sadeghi

می ترسم از این آسمان که تار خواهد شد از پنجره که عاقبت دیوار خواهد شد از دست های تو به دُور گردن این مرد که آخر قصّه طناب ِ دار خواهد شد! از خون تو پاشیده بر آینده ای نزدیک از عشق ما که سوژه ی اخبار خواهد شد!

alireza sadeghi
alireza sadeghi

نتانیاهو: دکترین حسن روحانی "مذاکره کن و غنی کن" است/ نقل قولی مستقیم از او در سال 2004 دارم/ نمی گذارم روحانی ما را بازی دهد/ ایران 1 یا 2 بمب نمی خواهد بلکه 200 بمب می خواهد