alireza sadeghi
مکّه دیدم ، خدا چند سالی ست که از شهر ِ مکّه رفته ... و انسانها به دور ِ خویش میگردند ! در مکّه دیدم ، هیچ انسانی به فکر ِ فقـــیر ِ دوره گرد نیست ! دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان ِ خویش را بـــزُداید ، غافل از اینکه آن دوره گرد ، خود ِ خدا بود ! در مکّه دیدم ، خدا نیست ! و چقدر باید دوباره راه ِ طولانی را طی کنم ، و درهمان نماز ساده ی خویش ، تصور ِ خدا را در کمک به مردم جستجو کنم... آری ؛ شاد کردن ِ دل ِ مردم ، همانا برتر از رفتن به مکّه ایست ، که خدایی در آن نیست ...! __________ حسین پناهی با احترام به تمام عقای
alireza sadeghi
من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد
alireza sadeghi
بچه ها این طاقبستان کرمانشاه هستش
alireza sadeghi
کفر است گفتن اما سخت است کام بستن/سور عروس زفتن بر لب برطعام بستن/قدر نظاره ی حس پوشیده نیست بر ما/بی شک حرام باشد چشم از حرام بستن
alireza sadeghi
من لال طراوت بهارم/گنگ نغمات آبشارم/امروز نگشته ام پریشان/عمری ست که بی قرار یارم
سلام شهاب...تو هم دنبالری؟؟
14 سال و 2 ماه و 12 روز و 12 ساعت و 3 دقيقه قبلکجاشو دیدی محسنم داریم
14 سال و 2 ماه و 12 روز و 12 ساعت و 2 دقيقه قبلمحسن؟؟؟...کدوم محسن؟؟؟
14 سال و 2 ماه و 12 روز و 11 ساعت و 57 دقيقه قبل