کلا اداره جات مون خیلی باحاله!!!رفتم تو اداره مسکن شهرسازی یه قانون فوق العاده مسخره ای جلوم گذاشتن!!بعد که اعتراض کردم راه دور زدن همون قانونو بهم گفتن که چیکار کنم!!! ینی یه قانون های مسخره ای میذارن که خودشون مجبورن راه دور زدن اون قانون هم به مردم بگن!!!خب نکین این کارو دیگه
بابای من دقیقا سن الان من که بود یه پیکان داشت که به عبارتی خریده بود 50-60 هزار تومن، من الان یه شلوار میخرم به عبارتی دو سه برابر پیکان بابام، به احتما 101% بچهی من یه شرت میخره دو سه برابر شلوار الانِ من، نوهی من چی میخره دو سه برابر شرت بچهم !؟
یارو رو کردنش تو پوست خر، به صورت قاچاقی از کوه و جنگل ردش کردن، رسوندنش ترکیه، از اونجا بردنش یونان، 3 بار پلیس دستگیرش کرده، باز فرار کرده، 6 ماه تو اردوگاه های پناهنده ها تو سوئد بوده، اینقدر جون کنده، تا بالاخره تو آمریکا راه دادنش! هنوز 2 ماه نیست پاش رسیده به آمریکا، یکی باهاش مصاحبه میکنه، میگه بزرگترین آرزوت چیه، میگه: یه روز همه مون برگردیم ایرون، دلم واسه ایرون تنگ شده. (دلش واسه ایران هم تنگ نشده ها، واسه ایروووووووووون تنگ شده