دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مرضیه

مرضیه
زن - مجرد
امتیاز: 2030

دنبال‌شدگان

(575 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(265 کاربر)

گروه‌ها

(23 گروه)

بازدید

مرضیه
g5dtzwpv8x3rb6kad9f7.jpg مرضیه

بی خیال دنیا

این ارسال را بازنشر کرده است.
مرضیه
1281725143Melon-Yellow Watermelon.jpg مرضیه

اقامن دیده بودم که ادما متاسفانه توزردازآب دربیان ولی ازازمیوه ها توقع نداشتم واقعا که!!!!

مرضیه
fun-pictures-radsms37.jpg مرضیه

ای گربه یِ خر ! از وسط عاشقانه مردم رد میشه !

مرضیه
fun-pictures-radsms19.jpg مرضیه

تغییر ژنتیک در آینده !

مرضیه
553624_156225254520470_1986220833_n.jpg مرضیه

3 دوره زندگی مردها

مرضیه
مرضیه

سلام خوبین عصر بخیر

مرضیه
مرضیه

فعلا بای

مرضیه
مرضیه

یه فولدر خیلی شخصی و خصوصی دارم توی لپتاپم اسمشُ گذاشتم “غرب از نگاه استاد رحیم پور ازغدی” اینجوری دیگه فکر نکنم کسی بازش کنه

مرضیه
مرضیه

یارو میره سمعک بخره فروشنده میگه: همه جورشو داریم از هزار تومنی تا یک میلیون تومنی طرف میپرسه: هزارتومنی اش چطوری کار می کنه؟ فروشنده میگه: این اصلا کار نمیکنه فقط مردم با دیدنش بلندتر حرف می زنن!

مرضیه
مرضیه

یکی میگفت : باید از کنار مشکلات باسرعت عبور کنی و بگی : “میگ میگ” اما نمیدونست مشکلات نشستن رومون میگن : “انگوری انگوری” !

مرضیه
مرضیه

زنه میره نجاری میگه: آقا یه کمد بساز برام . یارو یه کمد میسازه. زنه دو روز بعد میاد میگه: اتوبوس که رد میشه کمده میلرزه! نجاره میگه چرا مزخرف میگی اتوبوس چه صیغه ایه؟؟؟ خلاصه میاد پیچ میچاشو محکمتر میکنه و میره دوباره فرداش زنه میاد میگه:اتوبوس رد میشه کمد میلرزه ... ... اینم میگه : بابا برای یه کمد پدر مارو در آوردی. اصن من میرم تو کمد میشینم اتوبوس رد شه ببینیم چیه. میشینه تو کمد یه دفه شوهر زنه میاد خونه در کمدو باز میکنه ، میگه: تو اینجا چی کار میکنی؟ نجاره میگه : اگه بهت بگم منتظر اتوبوسم باورت میشه؟؟؟

مرضیه
مرضیه

Aidjwp qmgdatg rdmg rmhda , hmpa gmpam tdgatm mpdawg gwpa amgd adg (از سخنان گوهر بار دكتر علي شريعتي كه متاسفانه قبل گفتن دكمه " Shift+alt " را فشار ندادند ! ! !)

مرضیه
مرضیه

ولم کن تا ولت کنم!!! جمله ای استراتژیک در زمان دعواهای بچگی!!

مرضیه
مرضیه

داشتم تو اتوبان میرفتم دیدم یه بچه ای رو موتور خوابش برده بود و داشت می افتاد باباش هم اصلا حواسش نبود. رفتم کنارش هر چقدر بوق میزدم نمی فهمید. آخرش رفتم جلوش و سرعتمو کم کردم تا ایستاد بهش گفتم : پس چرا حواست به بچه ات نیس ؟؟؟ ی دفعه دو دستی زد تو سرشو گفت : اصغر پس ننه ت کوووووووو؟؟!!!!

مرضیه
مرضیه

اگه بدونید چنگیزخان با سوزوندن کتابای علمی چقد از بار درسهایی که قرار بوده بخونیم کم کرده هر شب جمعه واسش فاتحه میخونید !!!