♣ امیر رضا ♣
•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.• ::: (\_(\ ...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...* *: (=' :') :::::::: .Happy Valentine Day.. ::::::::::: •.. (,('')('')¤...*...*...*...*...*...*...*...*...*...*...* ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸ fox_night13: ------------ AAAAA(¯`·._.·[AshohrehA]·._.·´¯)AAAAA -: AAAAA(¯`·._.·[AshohrehA]·._.·´¯)AAAAA -: @@@ @@@@@@ @@@@@ @@@@@@ @@@@@ AAAAA(¯`·._.·[AshohrehA]·._.·´¯)AAAAA -: @@@ @@@@@@@@@@@@@@@ @@@@@ @@@@@ AAAAA(¯`·._.·[AshohrehA]·._.·´¯)AAAAA -: @@@ @@@@@@@@@@@@@@@@@ @@@@@@@@ AAAAA(¯`·._.·[AshohrehA]·._.·´¯)AAAAA -: @@@ @@@@@@@@@@@@@@@@ @@@@@@ AAAAA(¯`·._.·[AshohrehA]·._.·´¯)AAAAA -: @@@ @@@@@@@@@@@@@ @@@@ AAAAA(¯`·._.·[AshohrehA]·._.·´¯)AAAAA -: @@@ @@@@@@@@@ @@@ AAAAA(¯`·._.·[AshohrehA]·._.·´¯)AAAAA -: @@@ @@@@@ @@@ AAAAA(¯`·._.·[AshohrehA]·._.·´¯)AAAAA -: @@@ @@@ @@@ AAAAA(¯`·._.·[AshohrehA]·.
♣ امیر رضا ♣
همه رفتن لالا.................
♣ امیر رضا ♣
اعتقاد، اعتماد، امید اعتقاد: اهالی روستایی تصمیم گرفتند که برای نزول باران دعا کنند. روزی که تمام اهالی برای دعا در محل مقرر جمع شدند , فقط یک پسربچه با چتر آمده بود، این یعنی: اعتقاد. اعتماد: اعتماد را می توان به احساس یک کودک یکساله تشبیه کرد،وقتی که شما او را به بالا پرتاب می کنید،او میخندد .....چراکه یقین دارد شما او را خواهید گرفت، این یعنی: اعتماد. امید: هر شب ما به رختخواب می رویم بدون اطمینان از اینکه روز بعد زنده از خواب بیدار شویم.ولی ما همیشه برای روز بعد خود برنامه داریم، این یعنی: امید. با اعتقاد،اعتماد و امید زندگی کنید.
♣ امیر رضا ♣
اعتقاد، اعتماد، امید اعتقاد: اهالی روستایی تصمیم گرفتند که برای نزول باران دعا کنند. روزی که تمام اهالی برای دعا در محل مقرر جمع شدند , فقط یک پسربچه با چتر آمده بود، این یعنی: اعتقاد. اعتماد: اعتماد را می توان به احساس یک کودک یکساله تشبیه کرد،وقتی که شما او را به بالا پرتاب می کنید،او میخندد .....چراکه یقین دارد شما او را خواهید گرفت، این یعنی: اعتماد. امید: هر شب ما به رختخواب می رویم بدون اطمینان از اینکه روز بعد زنده از خواب بیدار شویم.ولی ما همیشه برای روز بعد خود برنامه داریم، این یعنی: امید. با اعتقاد،اعتماد و امید زندگی کنید.
♣ امیر رضا ♣
درد من تنهایی نیست بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت...بی عرضه گی را صبر.......وبا تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خدا می نامند
♣ امیر رضا ♣
کودک فال فروشی را پرسیدم چه میکنی ؟ گفت :به آنان که در دیروز خود مانده اند .... فردا را می فروشم!..................
♣ امیر رضا ♣
تمام سهم من از این روزها ،فنجانی قهوه به تلخی تمام خستگی ها و گوشه ای دنج ،برای شمردن ساعت ها شاید زندگی ادامه داشته باشد...
♣ امیر رضا ♣
فقط با سايه ي خودم خوب ميتوانم حرف بزنم ، اوست كه مرا وادار به حرف زدن مي كند ، فقط او ميتواند مرا بشناسد ، او حتماً مي فهمد ... مي خواهم عصاره ، نه ، شراب تلخ زندگي خودم را چكه چكه در گلوي خشك سايه ام چكانيده به او بگويم: " ايــن زنـــــدگــــي ِ مـن اســت ! "