ᗩMᓰN
دیوانه نیستم ! فقط ، فقط طوری “خاص” که دیگران نمیتوانند ، تو را “دوست” دارم
ᗩMᓰN
دوستی اتفاق است ، جدایی رسم طبیعت طبیعت زیباست ، نه به زیبایی حقیقت حقیقت تلخ است ، نه به تلخی جدایی جدایی سخت است نه به تلخی تنهایی . . .
ᗩMᓰN
بوسه ابتکاریست از طبیعت ، برای زمانیکه احساس در کلام نمی گنجد . . .
ᗩMᓰN
چشم هایم را به بیمارستان می برم… نمی دانم چه مرگشان شده! هر شب در خواب جایشان را خیس می کنند…
ᗩMᓰN
چه کلمه مظلومیست "قسمت" گاهی تمام تقصیر های مارا به عهده میگیرد...
ᗩMᓰN
میدونی مترسک به کلاغ چی گفت؟گفت هر چقدر دوست داری نوکم بزن اما تنهام نذار....
ᗩMᓰN
پشت چراغ قرمزی پسرکی با چشمان معصوم گفت چسب زخم نمیخواهید؟ اهی کشیدمو باخودگفتم اگر همه ی چسبهایت راهم بخرم نه زخم های من خوب میشود نه زخم های تو....
ᗩMᓰN
زیبایی زندگی دراین است که،بی خبر دعایت کنند.نبینی نگاهت کنند،ندانی و دوستت داشته باشند...
ᗩMᓰN
بیا دوستیمون رو محکم به هم گره بزنیم و آرزو کنیم این گره هیچوقت باز نشه حتی با دندون روزگار...
ᗩMᓰN
هرکس به میزانی که “تنهایی” نیاز دارد عظمت دارد و بی نیاز تر است...
ᗩMᓰN
من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی ، ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی...
ᗩMᓰN
می بینی ای لحظه های خالی از احساس تهی می بینی که چه صدای خرد شدن دست های خزان شده اش در دست های “تنهایی” کسل آور است و تو را نیز بی رمق می کند آه ، پس او چه گوید؟؟؟
ᗩMᓰN
غروب غمهایت را به هر قیمتی خریدارم ، اگر همدم شبهای تنهایی من باشی ...
ᗩMᓰN
دوستان بای دلم واستون تنگ میشه...
ᗩMᓰN
در غریبانه ترین لحظه ی تنهایی خود چشمهایم را که در آن دریایی از محبت موج میزند به تو خواهم بخشید تا هیچ گاه به پاکی احساسم شک نکنی