امیر اشکان
میدانم "بابا" دو بخش است، بخشی در صحرا، و بخشی بالای نِی، اما اینکه "عمو" چند بخش دارد، فقط بابا میداند ...
امیر اشکان
آموخته ایم از تو وفاداری را خون تو نوشت معنی یاری را ای کاش که آب کربلا می آموخت آن روز زچشمت آبرو داری را ...
امیر اشکان
می نویسم که شب تار، سحر می گردد
یک نفر مانده از این قوم، که برمی گردد...
امیر اشکان
جنینی کنار جوی آب در خیابان ولیعصر
امیر اشکان
سرم را
شاید...!!!
.
دیگران...!!!
.
گرم
کنند...!!!
.
اما...!!!
.
وقتی
تو...!!!
.
نیستی...!!!
.
هیچ کس
دلم را...!!!
.
گرم
نمی کند...!!!