دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرفال

بهارم خورد به تابستان و رفت تعطیلات . . . ! مینویسم تا موقعی که تابستان تموم بشه و برگرده /! این رو... درباره »
امیرفال
مرد - مجرد
امتیاز: 11268

دنبال‌شدگان

(304 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(535 کاربر)

گروه‌ها

(18 گروه)

بازدید

امیرفال
امیرفال

گاهی وقتا ، لعنت کردن هم خوبه : ) / فقط به شرط ِ اینکه یه مرفین باشه / یا کم ِ کم یه استامینوفن باشه حداقل / پس لعنت به تموم ِ روزا یی که یه دو تا چشم کم داری / . . . / بخند رفیق / بخند که دنیا هیچی نداره نه واسه من و نه واسه تو / و نه حتا برای اون دو تا چشم ِ آسمونی / . . . / یه ف میدم برو تا فرحزاد و برنگرد ! / عاشق ِ چشم هاش که میشی باید دار و ندارت رو بذاری وسط و آتیش بزنی سر تا تهش رو / اون موقع است که باید بگی لعنت به من / لعنت به تو / لعنت به فیلم ِ هندی ِ شبکه دو حتا / ! / : ) / اینم شب ِ دوم . . . خوب باش و بقیه رو هم خوب کن : ) / اینم از قاعده که من بودم . . . تا یه دو دوازده روز ِ دیگه . . . یا علی / خوش باشین رفقا

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط امیرفال

نگاهم هنوز هم روی در ، ثابت مانده است... برای باز کردنش عجله نکن ..! هنوز از نفس هایم باقیست... اندکی !

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط امیرفال

زاده ی ِ حوا و سیب هستیم ، من و تو ... پس آدمیت را بگذار برای آن دنیا .... ; )

امیرفال
امیرفال

موهایت را به باد بسپار... شبهای ِ زیادیست که باد، هم آغوش ِ منه... !

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط امیرفال

تعریفی ندارد حال ِ این روزهای ِ من... روزهای ِ آخر هم می گذرد....!

امیرفال
امیرفال

تو که باشی ، یک من هم باشد ، و تخت هم ارکستر سمفونیک بتهوون... ! ها...عاشقانه ست ؟!

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط امیرفال

منتهای ِ مراتب... تو به راه ِ خود می روی و من ... من هم در جای ِ پای ِ تو... !

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط امیرفال

و تمام ِ دارایی ام را میگذارم و به آخرت سفر میکنم... تمام ِ دارایی ام ، چشمان ِ توست...

امیرفال
امیرفال

پدر ، وقتی رفت ، غم از در اومد...

امیرفال
امیرفال

اعتماد؟ برو عمو.. شوخی میکنی... تنها چیزی که داشتم اعتماد بود... و تنها چیزی که الان ندارم...

امیرفال
امیرفال

طعنه هایت عجیب بی مرام اند... شعله می کشند بر چشمهایم...

امیرفال
امیرفال

قهوه ام ته نشین شد / رسوب بست / اما فال ِ من به حقیقت نپیوست !

امیرفال
امیرفال

زنگ ِ در را بزن و فرار کن ... در این خانه هیچکس نیست....!

امیرفال
امیرفال
در مشاعره

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند /چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند

بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط امیرفال

داغت هم ماند بر دلم.... دلی که پر از سوختگی است!!!