دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امیرفال

بهارم خورد به تابستان و رفت تعطیلات . . . ! مینویسم تا موقعی که تابستان تموم بشه و برگرده /! این رو... درباره »
امیرفال
مرد - مجرد
امتیاز: 11268

دنبال‌شدگان

(304 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(535 کاربر)

گروه‌ها

(18 گروه)

بازدید

امیرفال
امیرفال

گاهی وقتا ، لعنت کردن هم خوبه : ) / فقط به شرط ِ اینکه یه مرفین باشه / یا کم ِ کم یه استامینوفن باشه حداقل / پس لعنت به تموم ِ روزا یی که یه دو تا چشم کم داری / . . . / بخند رفیق / بخند که دنیا هیچی نداره نه واسه من و نه واسه تو / و نه حتا برای اون دو تا چشم ِ آسمونی / . . . / یه ف میدم برو تا فرحزاد و برنگرد ! / عاشق ِ چشم هاش که میشی باید دار و ندارت رو بذاری وسط و آتیش بزنی سر تا تهش رو / اون موقع است که باید بگی لعنت به من / لعنت به تو / لعنت به فیلم ِ هندی ِ شبکه دو حتا / ! / : ) / اینم شب ِ دوم . . . خوب باش و بقیه رو هم خوب کن : ) / اینم از قاعده که من بودم . . . تا یه دو دوازده روز ِ دیگه . . . یا علی / خوش باشین رفقا

امیرفال
امیرفال

روی ِ الاغ ِ آهنی ات هستم / از دست هات سکه می اندازی/ درجازدن ادامه ی غمگینی لست : (کِی میرسم به آخر ِ این بازی ؟ )

امیرفال
امیرفال

پیکر ِ زن ، همچون میدان ِ نبرد در جنگ ِ افغانستان . . . و من ، لعنت به من !

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرفال
امیرفال

گُلای ِ یاس ِ تو باغچه ، غروبا بهونه میگیرن . . . !

امیرفال
امیرفال

شانه هایت ، بوی ِ مردانگی میدهند / مردانه بمان بانویِ افسرده ی ِ من . . . !

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرفال
امیرفال

دل برای ِ تو / دلدار هم برای ِ تو / چشمهام هم کف ِ دستام ، برای تو / فقط روسری ِ آبی ات را نــَبـــَر !

امیرفال
امیرفال

اسمش ندا بود/ 14 سالش و همه ش چشماش سرخ!!! وقتی که از اون کوچه میخواستن برن همه فهمیدن که واسه عمل ِ مادرش ، کار میکرده و کار میکرده / دم ِ مردای ِ این کوچه یِ بن بست گرم ِ گرم / که ندای 14 ساله به تن فروشی هم راضی شد . . . اما همین مردای ِ کوچه که بزرگترینشون 23 ساله بود بردنش خونه / اما مثل ِ خواهرشون / توی همین کوچه ی ِ خودمون ، گل ریزون گرفتن که همه میخندیدن و مسخره کردن / اما مادرش عمل شد و سر پا شد و ندا هم بزرگ شد / ندا توی ِ 14 سالگی بزرگ شد : ))

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرفال
امیرفال

همون قد که خدا بزرگه / دنیا هم کوچیکه / ربطی نداشت!

امیرفال
امیرفال

آخرین خنده ی ِ بانو ، سوم ِ خرداده / بعدش فقط خداحافظیه و رفتن /این قصه ، بوی موندن نمیده : !

امیرفال
امیرفال

هذیون نگو . . . تب داری بانو : ) درمونت دستای ِ منه : ))

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرفال
امیرفال

خب/ برای باران ِ چشمهات ، استکان ِ قاجاری ِ بی بی هم کم میاورد : دی/ نخند با اون دندونای تا به تات . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرفال
امیرفال

گریه و گریه و کمی گریه . . . چیزهایی از این قبیل شدم !

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرفال
امیرفال

ظاهرا دیو ِ قصه من بودم / همه ی ِ راویان چنین گفتند . . . !

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیرفال
امیرفال

گناه که فقط همخوابگی نیست / با اشک هم میتوان ارضاء شد تمام ِ عشق بازی ها را /! ها !

امیرفال
امیرفال

پـــنـــاهی ام . . . !