mojgan
این منم... دختری از جنس غم... چشمانی دارم به رنگ صداقت... پوست من رنگ طلوع... لبم عاصی از بوسه های دربند... موی من نوازشگاهه دستان بیرحم دروغ... و دستانم تهی از لمس عشق... روی تنم نوشته:نوازش ممنوع... ندای قلب من اینست:عاشقی هرگز... این منم... دختری هم بستره درد...
amir.hosain
سیگار و دعا در بازگشت از کلیسا، جک از دوستش ماکس می پرسد: «فکر می کنی آیا می شود هنگام دعا کردن سیگار کشید؟» ماکس جواب می دهد: «چرا از کشیش نمی پرسی؟» جک نزد کشیش می رود و می پرسد: «جناب کشیش، می توانم وقتی در حال دعا کردن هستم، سیگار بکشم.» کشیش پاسخ می دهد: «نه، پسرم، نمی شود. این بی ادبی به مذهب است.» جک نتیجه را برای دوستش ماکس بازگو می کند. ماکس می گوید: «تعجبی نداره. تو سئوال را درست مطرح نکردی. بگذار من بپرسم.» ماکس نزد کشیش می رود و می پرسد: «آیا وقتی در حال سیگار کشیدنم می توانم دعا کنم ؟» کشیش مشتاقانه پاسخ می دهد: «مطمئناًً، پسرم. مطمئناً.»
مژگان این جمله از کیست
14 سال و 5 ماه و 1 روز و 2 ساعت و 5 دقيقه قبل