AMIR NG
کسی را می خواهم که هر روز با رفتارش عشقش را ثابت می کند نه کسی که هر روز می گوید عاشقتم
AMIR NG
فکر کردن به گذشته ، مانند دویدن به دنبال باد است . . .
AMIR NG
نفهميـدم چـرا « نيازمنديهاي ِ همشهـري » آگهــي ِ مـرا قبــول نكـرد ......! آگهــي دربـاره ي تـو بـود نوشتـــه بــودم بــه تــو نيــاز دارم
AMIR NG
تا حالا كفشات نگاه كردي؟؟؟!!! دو تا عاشق: دو تا همراه ... ... كه بي هم ميميرن با هم خاكي ميشن بدون هم زير بارون نميرن و هميشه ي هميشه پشت هم وهمراه همن كاش آدما هم يكم از كفشاشون ياد بگيرن..
AMIR NG
و خدا شب را خلق کرد براي گريه کردن براي بغل کردن يک بالشت براي زل زدن به تاريکي براي نخوابيدن و خاطره ها را مرور کردن.....!
AMIR NG
من اینجا درست روبروی دوست داشتنت و در عمق نبودنت محکم ایستاده ام
AMIR NG
ایمان دارم که قشنگترین عشق، نگاه مهربان خداوند به بندگانش است، پس من تو را به همان نگاه می سپارم و می دانم تا وقتی که پشتت به خدا گرم است تمام هراس های دنیا خنده دار است ...
AMIR NG
هیچکس حق نداره از طرفش بپرسه “تو برا من چی کار کردی؟” تو ٧ میلیارد انسان تورو پیدا کرده ، دیگه چیکار کنه !؟ والا بخدا.........
AMIR NG
من خوشبختم همین که تو گوشه ای از این جهان راه می روی می ایستی ... می نشینی نفس می کشی و گاهی .... فقط گاهی. . . . . . . . . به من فکر می کنی ..
AMIR NG
I let it fall, my heart, And as it fell, you rose to claim it, It was dark and I was over, Until you kissed my lips and you saved me, My hands, they're strong, but my knees were far too weak, To stand in your arms without falling to your feet, But there's a side to you that I never knew, never knew, All the things you'd say, they were never true, never true, And the games you'd play, you would always win, always win, But I set fire to the rain, Watched it pour as I touched your [!], Well, it burned while I cried, 'Cause I heard it screaming out your name, your name, When I lay with you I could stay there, Close my eyes, feel you here forever, You and me together, nothing is better, 'Cause there's a side to you that I never knew, never knew, All the things you'd say, they were never true, never true, And the games you'd play, you would always win, always win, But I set fire to the rain, Watched it pour as I touched your [!], Well, it burned while I cried, 'Cause I heard it s
AMIR NG
یک روز میبوسمت! یک روز که بــــاران میبارد، یک روز که چــــترمان دو نفره شده، ...
AMIR NG
فـــرامــوش کــردنـت کار ســـخـتـی نــیـســت ! کافـــیـسـت دراز بـکـشـم چـشـــم هـایـم را بـبـنــدم و بـــرای همیــــــشه . . بــمـیـــــــــــرم ...
AMIR NG
زیاده خواه نیستم ! جاده ی شمال.. یک کلبه ی جنگلی.. یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی.. کمی هیزم.. کمی آتش.. مهِ جنگلی.. کمی تاریکی ِ محض.. کمی مستی.. کمی مهتاب.. و بوی یـار.. و بوی یـار.. و بوی یـار ...! تـو باشی مـن باشم و ...هــیچ ! دنــیـا هم ارزانی خودشان!