AMIR NG
گوشیم از بس زنگ نخورده قاطی کرده بدبخت ! همینجوری نشستیم یه دفعه خود به خود صفحش روشن میشه ولی هیچ اتفاقی نمیفته ! فکر کنم قولنج مولنج میشکونه واسه خودش ! یه روزایی واسه خودش برو و بیایی داشت با اس ام اس و تماس های تو!
AMIR NG
میگويم نمیشود يک شب بخوابی وُ صبحِ زود يکی بيايد و بگويد هر چه بود تمام شد به خدا ...!؟
AMIR NG
اگه قرار باشه من اونی بشم که تو میگی دیگه مــن ، مــن نیستم ! مــن همینی ام که میبینی ! مغــازه کـه نیســت دکــور بچینــم بــرات . . .
AMIR NG
من از قصه ی زندگی ام نمی ترسم. من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم.
AMIR NG
زیاده خواه نیستم ! جاده ی شمال.. یک کلبه ی جنگلی.. یک میز کوچک چوبی با دو تا صندلی.. کمی هیزم.. کمی آتش.. مهِ جنگلی.. کمی تاریکی ِ محض.. کمی مستی.. کمی مهتاب.. و بوی یـار.. و بوی یـار.. و بوی یـار ...! تـو باشی مـن باشم و ...هــیچ ! دنــیـا هم ارزانی خودشان!
AMIR NG
عشق، آن چيزي است كه "روح جهان" را وادار به دگرگوني و تكامل مي كند.((پائولو كوئيلو))
AMIR NG
وقتـــــــــی دل کسی رو میشکونید هر کاری هم که بعد از اون براش انجام بدین دیگه فایده نداره ..! اون دیگه هیچوقت براتون همون "آدم سابق" نمیشه هیـــــــــچ وقـــــــــت ...
AMIR NG
هي فلاني مي داني ؟ مي گويند رسم زندگي چنين است... مي آيند.... مي مانند.... عادت مي دهند.... ومي روند. وتو در خود مي ماني و تو تنها مي ماني راستي نگفتي رسم تونيز چنين است؟.... مثل همه فلاني ها....؟
AMIR NG
عــاشقت شُــدمــ بــــازی ام دادی... آن هَـــم از نـــوع قـــایــم بــاشکـش ... و مَـــن چِـــه کـــودکــــانـــه بـــه بـــازی ادامـــه دادمــ نمــیدانستــم قـَــرار اَست دیگـــر پــیدا نشـــوی...!
AMIR NG
امروز را به باد سپردم ! امشب کنار پنجره بیدار مانده ام دانم که بامداد امروز دیگری را با خود می آورد تا من دوباره آن را بسپارمش به باد... .
AMIR NG
یاد پدر افتادم که میگفت: "نه با کسی بحث کن، نه از کسی انتقاد کن. هر کی هر چی گفت بگو حق با شماست و خودت را خلاص کن. آدمها که عقیدهات را میپرسند، نظرت را نمیخواهند. میخواهند با عقیدهی خودشان موافقت کنی. بحث کردن با آدمها بیفایده است." .
AMIR NG
علی چپ ، راست می گفت : این روزهــا کوچه اش ظرفیت اینهمه متقـاضی را ندارد ، باید بزرگــراهش کرد !