AMIR NG
آهااااااااااااااااااای آهای شمـــایـــی کــــه کســــی دوستتـان دارد، - بــــله !!! - بـــا شـــما هستـــم! هیچـــی فقط خــــوش بـــحالتـــان . .
AMIR NG
لوگوی پپسی را 5 ژوئن روی کره ی ماه مشاهده نمایید !... بالاخره پس از مدتها شرکت پپسی توانست طرح تبلیغاتی خود برای تاباندن لوگوی پپسی بر روی کره ماه را که با مخالفت سازمان محیط زیست ملل متحد مواجه بود را به مرحله ی اجرا برساند . بر اساس این برنامه اولین پروژه ی آزمایشی تابش نور بر سطح کره ی ماه در تاریخ 5 ژوئن 2012 (16 خرداد 91) در منطقه خاور میانه که شرایط مناسب تری را برای انجام این کار دارا میباشد انجام خواهد شد . زمان دقیق این پدیده ی غیرطبیعی و جالب شامگاه شانزدهم ژوئن به وقت ایران در ساعت 23:30 دقیقه است که در سرتاسر ایران نیز به صورت کامل قابل رویت خواهد بود . مدت تابش احتمالا تنها حدود 15 دقیقه به طول خواهد انجامید در صورت موفقیت کامل پروژه ،این طرح تبلیغاتی به صورت رسمی در نقاط دیگر جهان توسط شرکت پپسی و احتمالا دیگر غول های عرصه ی تجارت جهانی اجرا خواهد شد از: allinturkey.com (ترکیه)
AMIR NG
فرشته ها بی حجابند ، برای پاک بودن هیچ نیازی به پوشاندن نیست, حجب و حیا ذاتیست
AMIR NG
بعد از مرگم،انگشت های مرا به رایگان در اختیار اداره ی انگشت نگاری قرار دهید. عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است. پزشک قانونی روح مرا کالبد شکافی کند، من به آن مشکوکم. مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند. شماره تلفن قبر مرا به دختران بیکار ندهید. گواهینامه ی رانندگیم را به آدم مستحق بدهید، ثواب دارد. کله مرغ برای سگ ها یادتون نره گناه دارن گشنه بمونن. در مجلس ختم من گاز اشک آور بزنید تا همه به گریه بیوفتند. التماس میکنم کفنم را از یک پارچه ی مارکدار انتخاب کنید تا جلوی آدم هایی که تازه به دوران رسیدن کم نیاورم. چون تمام آرزوهایم را به گور میبرم، سعی کنید قبر مرا بزرگ بسازید که جای آنها تنگ نباشد..
AMIR NG
سریع ترین نقاشی بود که تو عمرم دیده بوم تو یه چش به هم زدن روزگارمو سیاه کرد!
AMIR NG
آدم ها بو میدهند هر کجا که میروم و هر کسی که میبینم بو میدهد آنها بوهایشان را با خود می آورند می آیند و میروند ولی بوهایشان را جا میگذارند بی آنکه متوجه بشوند که چه چیز با ارزشی را بر گردن بعضی ها میگذارند درست یکی از این بو ها هست که دماغ مارا از بیخ میبرد بی دماغ میشویم تا که انگشت نمای شهر شویم همان یک بو هست که دمار از روزگار ما در میآورد همان بویی که هنگام در آغوش کشیدن استشمام میکنی همان بویی که زیر گردنش را بیشتر دوست داری همان بویی که در نبودش ، جامعه اش را بو میکنی درست است . همان بو دوست داشتم تمام عطر تنش را در یک گونی میکردم . هنگام بیخوابی گونی را در دماغم میکردم. تا که ذره ذره مدهوشش شوم . آدمها اگر می آیید و میروید . بوهای خودتان را هم ببرید
AMIR NG
زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت. شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود و اشکهایش را پاک میکرد و فنجانی قهوه مینوشید پیدا کرد ...در حالی که داخل آشپزخانه میشد پرسید: چی شده عزیزم این موقع شب اینجا نشستی؟!شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت: هیچی فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم ، یادته...؟!زن که حسابی تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشمهایش پر از اشک شد و گفت : آره یادمه...شوهرش ادامه داد : یادته پدرت که فکر می کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد؟!زن در حالی که روی صندلی کنار شوهرش می نشست گفت : آره یادمه، انگار دیروز بود!مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد : یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت: یا با دختر من ازدواج میکنی یا ۲۰ سال میفرستمت زندان آب خنک بخوری ؟!زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و...!مرد نتوانست جلوی گریه اش را بگیرد و گفت: اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می شدم!
AMIR NG
هی کافه چی! میزهایت را تک نفره کن! نمی بینی؟! همه تنهاییمـــ!
AMIR NG
چه کردی با من که این روزها تو را دیگر فقط به اندازه یک اشتباه میشناسم؟؟
AMIR NG
هنگامي که در زندگي اوج ميگيري،دوستانت مي فهمند تو چه کسي بودي . اما هنگامي که در زندگي، به زمين مي خوري،آنوقت تو ميفهمي که دوستانت چه کساني بودند
AMIR NG
داستان بالای 22 سال ( دیدگاه )
AMIR NG
او "مـــرد" است دستــــانش از تو زِبرتر و پهن تر است صورتش ته ریشى دارد و قلبش به وسعـــتِ دریــــا ... جـــاىِ گریـــــه كردن به بالكن میرود و سیـــــگار دود میــــكند ... ... ... ... او با همــــان دستان پهن و زبرش تو را نوازش میكند با همان صورت ناصاف و ناملایم تو را میبوسد و تو آرامــــ میشوى ... آنقــــدر او را نامــــرد "نخوان" آنقدر پول و ماشین و ثـــــروتش را "نسنج" فقط به او "نــــخ بده" تا زمین و زمان را برایت بدوزد ... تا دنیا را به پایت بریزد

14 سال و 4 ماه و 22 روز و 17 ساعت و 11 دقيقه قبلخوش ب حالشون



14 سال و 4 ماه و 22 روز و 17 ساعت و 4 دقيقه قبل