AMIR NG
بـعـضِـــــــی " آه " هــا را... هـر چـــقدر هــم کــه از تـــه دل بکشـــی.. بــــاز هـــم ســــینه اتـــــ خالـــــی نمـــی شــــود... امـــــروز ســـینه ی مـــن پــــر اسـت از آن " آه " هـــا... کاملا جدی . . .
AMIR NG
هر وقت کم می آورم می گویم اصلا مهم نیست! اما تو که می دانی نبودنت چقدر مهم است... دیده ای شیشه های اتومبیل را ......وقتی ضربه ای می خورند و می شکنند!؟ دیده ای شیشه خُرد می شود ولی از هم نمی پاشد!؟ این روزها همان شیشه ام؛ خرد و تکه تکه، از هم نمی پاشم... ولی شکسته ام... باور کن . . .
AMIR NG
نقطهی جوش همان نقطه ایست که همه چیز کم کم بخار میشود محو می شود کمرنگ می شود آدمها را به " نقطه جوش" نرسانید
AMIR NG
این یکی از تضادهای زندگی ما است ، که آدم همیشه کار اشتباه را در بهترین زمان ممکن انجام میدهد ...!
AMIR NG
مگه اشک چقدر وزن داره کــه بـا جــاری شــدنـش اینـقـدر سبــک مـی شـیـم . . . !!!
AMIR NG
همیشه میشه تموم کرد، فقط بعضی اوقات دیگه نمی شه دوباره شروع کرد
AMIR NG
زیادی" عاشق نشو ، "زیادی " اعتماد نکن ، چون اون "زیادی" بعدا "زیادی" داغونت میکنه
AMIR NG
فوق العادس .. !! لایـــک و شیر کنید حتــما ___________________________________ زنـی با اصرار از شوهرش میخواهد که طلاقش دهد. شوهرش میگوید چرا؟ ما که زندگی خوبی داریم. از زن اصرار و از شوهر انکار. در نهایت شوهر با سرسختی زیاد میپذیرد، به شرط و شروط ها. زن مشتاقانه انتظار میکشد شرح شروط را. تمام ۱۳۶۴ سکهٔ بهار آزادی مهریه آت را میباید ببخشی . زن با کمال میل میپذیرد. در دفترخانه مرد رو به زن کرده و میگوید حال که جدا شدیم . لیکن تنها به یک سوالم جواب بده . زن میپذیرد. “چه چیز باعث شد اصرار بر جدائی داشته باشی و به خاطر آن حاضر شوی قید مهریه ات که با آن دشواری حین بله برون پدر و مادرت به گردنم انداختن را بزنی. زن با لبخندی شیطنت آمیز جواب داد :طاقت شنیدن داری؟ مرد با آرامی گفت :آری . زن با اعتماد به نفس گفت: ۲ ماه پیش با مردی اشنا شدم که از هر لحاظ نسبت به تو سر بود.از اینجا یک راست میرم محضری که وعده دارم با او ، تا زندگی واقعی در ناز و نعمت را تجربه کنم. مرد بیچاره هاج و واج رفتن همسر سابقش را به تماشا نشست. زن از محضر طلاق بیرون آمد و تاکسی گرفت .وقتی به مقصد رسید کیفش را گشود
AMIR NG
بی حرف بی واژه سکوت که دروغ نیست؟ سکوت میکنم...
AMIR NG
زندگی دو نیمه است : نیمه اول در ارزوی نیمه دوم نیمه دوم در حسرت نیمه اول!!!!!!!!!!
AMIR NG
آشق ! از این به بعد اینگونه بنویسید ! چون همیشه سرش کلاه می رود . .