amir
هر وقت از زندگی خسته شدی، هر وقت به مرز خودکشی رسیدی، وقتی دیگه امیدی به زندگی نداری، برو هر غلطی دلت می خواد بکن، فک کرده من خودم کم مشکل دارم
amir
دخترا به پنج گروه اصلی تقسیم میشن : گروه اول دخترائی هستند كه پسرا رو بدبخت میكنن! گروه دوم دخترایی هستند كه اشك پسرا رو در میارن! گروه سوم دخترائی هستند كه جوون پسرا رو به لبشون میرسونن! گروه چهارم دخترائی هستند كه كاری میكنن پسرا روزی ۱۸ بارآرزوی مرگ كنن! گروه ۵ دخترائی هستند كه به اشتباه فكر میكنن جزو هیچكدوم از گروههای بالا نیستن
amir
حیف نون به دختره تهرونی میگه اسمت چیه؟ دختره میگه: شمع ، گل پروانه ، یعنی اسمم هست ترانه.
حیف نون هم میگه: خر، نعل ، طویله ، اسم منم خلیله!
amir
کبوتر اولی : بق بق بقووو کبوتر دومی : بق بق بقووو؟؟؟؟ کبوتر اولی : پ ن پ قوقولی قوقو !
amir
میدونی چرا باختی؟
چون وقتی خواستی من ببازم یادت رفت که من یارت بودم نه حریفت
amir
بابابزرگ خدابیامرزمو دیشب تو خواب دیدم، گفت تن لش به جای اینکه یکسره بری بنویسی پـَـــ نــه پـَـــ بشین 2تا فاتحه اخلاص برا من بخون .
amir
بابام حسرت زمان باباش را میخورد،
منم حسرت زمان بابام،
اما اگه پسر من بخواد حسرت زمان منو بخوره،
همچین با پشت دست میزنم تو دهنش، که نفهمه از کجا خورده
amir
آدم ها دو دسته هستند: یا مادر زاد گرگ به دنیا می آیند و یا بره متولد می شوند. گرگها همیشه گرگ می مانند ولی بره ها در نهایت یا به گوسفندی تمام عیار تبدیل ... می شوند و یا اینکه یاد میگیرند چگونه گرگ شوند ! قسمت جالب ماجرا اینجاست که گرگهای " بره زاده " حریص تر و خونخوار تر از گرگهای " گرگ زاده " می شوند ! زیرا " گرگ زاده ها " تنها از روی غریزه می درند ؛ ولی " بره زاده ها " از روی عقده حقارت ؛ کینه ؛ نفرت
amir
با یار هزار درد دل دارم من، آری دل بی صبر خجل دارم من، پس فرقت یار کی به سر خواهد شد؟، گوساله ی من بفهم! دل دارم من
amir
بابا بزرگ می گه پسرم کم پیدایی؟ کجایی؟ گفتم:هیچ جا زیر سایه شما،میگه:زیاد اون زیر واینسا من پروستات دارم گه گداری چِِکه می کنه خیس میشی
amir
غضنفر می ره توالت آفتابه رو می شکنه یکی می گه چرا آفتابه رو شکوندی؟ می گه واسه من فیگور می گیره پدر سگ !
amir
3 تا پیرزن تصمیم می گیرن شوهر کنن. یه آگهی می دن تو روزنامه:
با یکی ازدواج کن.... 2 تا جایزه بگیر!
amir
و رفتی و من شدم لحظه شمارت / دو قطره اشک مانده یادگارت اگر برگشتی و من را ندیدی / بدان که مرده ام از انتظارت . . .
amir
اهل حمامم پوستم مهتابیست چشمهایم آبیست پدرم دلاك است سر طاسی دارد لفنگ میاندازد شامپو مصرف كرد كلهاش هی كف كرد و سپس مویش ریخت و چه اندازه سرش براق است!