amirsam_sh
بای بر و بچ من باید برم روز خوش
amirsam_sh
رد پاهایم را پاک می کنم ! به کسی نگویید من روزی در این دنیا بودم . . . خدایا می شود استعفا دهم ؟! کم آورده ام . . . !
amirsam_sh
دیگه از تمام دیالوگ های عاشقانه خسته شدم … دلم فقط یه سلام ، یه دوستت دارم خشک و خالی از لبانی با صداقت میخواد !
amirsam_sh
گفت دیوانه وار دوستت دارم !
ولی من چه ساده بودم که نفهمیدم به دیوانه اعتباری نیست …
.
amirsam_sh
زندگی ساده است ؛ به سادگی نبودن تو و به سادگی شکستن من …
amirsam_sh
زندگی !
کلاهت را بـه هوا بیانداز . . .
که من دگر جان بازی کردن ندارم !
تو بردی . . .
.
amirsam_sh
اگه خیلی مهربان شود ورق میزند، ولی اکثر اوقات آدم رو مچاله میکند روزگار …
amirsam_sh
دوس دارم یه اطلاعیه پشتم بچسبونم و روش بنویسم : “تا اطلاع ثانوی خسته ام”
amirsam_sh
غمگینم مانندِ عکس اعلامیه ی ترحیم ، که لبخندش دیگران را می گریاند !
amirsam_sh
. هر آهنگی که گوش میدهم به هر زبانی که باشد بغضم را میشکند… نمی دانم… بغضم به چند زبان زنده دنیا مسلط است…!
amirsam_sh
و همواره گونه هایم را با آرزوی آمدنت آبیاری خواهم کرد… خدا را چه دیدی، شاید سبز شدی…!
amirsam_sh
سیر شده ام بس که
از آدمها زخم خورده ام
خدا خیرتـــــــــــــان دهد
به من محبت دروغین تعارف نکنید من سیــــــــــرم
amirsam_sh
روحم میخواهد برود یک گوشه بنشیند ،
پشتش را بکند به دنیا ،
پاهایش را بغل کند و بلند بگوید :
من دیگر بازی نمیکنم . . .
amirsam_sh
کاش کودک بودم که به هربهانه ای به آغوشی پناه می بردم و آسوده اشک می ریختم ! بزرگ که باشی باید بغضهای زیادی را بیصدا دفن کنی …
amirsam_sh
.
دلت که برای من تنگ شد بیا سراغ زیر سیگاریم …
کنار قبرستان خاطرات من بشین ، فاتحه بخوان و اشک بریز …
من از تو درگذشتم !