*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
وقتی عصبی و ناراحتم دایره ی لغاتم به شدت گسترش پیدا میکنه و همیشه کلمات عجیب و غریب و قلمبه سلمبه میاد به ذهنم و ازشون استفاده میکنم و شدیدا فلسفی میشم تا حدی که طرف مقابلم گاهی فقط بهم با تعجب نگاه میکنه که من این کلماتو از کجا پیدا کردم ...حالا بر عکس وقتی حالم خوبه خیلی ساده حرف میزنم ...یه جورایی فعل معکوس تو وجودم همیشه هست ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
کلا من باید و باید در لحظه زندگی کنم اینکه بخوام با برنامه پیش برم غیره ممکنه همیشه بهم میخوره ....بعد میگن چرا مثلا ناراحتی یا عصبی شدی؟
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
حس آدمیو دارم که بهش وعده ی سر خرمن داده شده ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
گاهی یکی هست که باعث غمت میشه ولی فقط همون یکی هم میتونه آرومت کنه ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
بعضیها واقعا واقعا بیشعور تشریف دارن یعنی هیچ امیدی بهشون نیست ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میتینگ پنجشنبمون چه برگزار بشه چه نشه من خوشحالم چون باعث شد دو نفر از دوستانو ببخشم و با خودم کنار بیام که یه وقتها جو حاضر میتونه خیلیهارو تغییر بده ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
خوب یه اتفاقهایی هستن به اسم حوادث غیر مترقبه ممکن هر لحظه بدون پیش بینی یهو ایجاد بشن امروز یکی از این روزها بود البته اگه بخوام به جنبه ی مثبت نگاهش کنم وگرنه ته دلم حس خوبی ندارم ...