خدا بگم این نیروی هواییو چیکار کن صبح ساعت 9 در اوج خواب بودم یهو یه جنگنده از بالای ساختمون رد شد چنان صدایی داشت شیشه های اتاق لرزید منم دو متر از خواب پریدم بالا بعد در جا چنان سردرد وحشتناکی گرفتم که خوب بشو نیست که نیست
وقتی دعوتم کرد بهش گفتم منتظر باش اکیپو میریزم اونجا گفت بیاید هرکیو خواستی بیار الان که عمو گفت این هفته میریم دارم واقعا فکر میکنم یه تیم ببرم کل سالن پر بشه بترکونیم صحنه رو یکم وحشت کنه نتونه خوب اجرا کنه
امشب می خوام یه مرفح بی درد رو معرفی کنم همه میشناسیدش کسی که گوشی 1ملیونیش گم میشه بعد میخنده بعد تازه پستم میزنه دل مارو میسوزونه این که گوشیت بود انشاا... اون شاستی بلند سفیدتم چپ کنه مرفح بی درد