یعنی فکر کنید منو راحیلی امروز نزدیک 3 ساعت تلفنی با هم حرف زدیم بعد رفتیم تو خط اس اونجا هم بهم شب بخیر گفتیم دلمون آروم نگرفت اومدیم نت الانم مشغول چت کردن
@*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥* !وقتی حس نوشتنم نمیاد میرم پروفایل طهورا،بعدشم درحالی که این شکلی میشمتعجب میکنم که این همه حرف و نوشته کلا ازکجا به ذهنش میرسه!یعنی درتعجب و حسرتم اصن یه وضعی!اینم یه بوس گنده برای بهترین دوست دنیام!
خدا این دنیای مجازیو از خواهر برادرها نگیره تا دچار اختلاف نظر میشیم بدون اینکه تو خونه صدامون بره بالا میایم مجازی در کمال آرامش همدیگرو ایگنور میکنیم فرداشم آشتی میکنیم همینجا بعد مامانمون تعجب میکنه ما چرا آروم شدیم