*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
انتی ویروسه هی اخطار میده اسکن کن من توجه نمیکنم چون باید کل سایتهارو ببندم دلم نمیاد اخرش این ویروسا نابود میکنن سیستممو بعد میشینم زار میزنم .....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
شاید چون خودم درد احساسمو میکشم شاید چون خودم درک میکنم یه دختر چی میکشه دلم به حال خانم کوچولو میسوزه نمیخوام دیگرانم این دردارو حس کنن از من که گذشته عمری نمونده ولی اون جوونه و حیفه دلش پیر بشه ....سخته دیدن اینکه عشقت با همه هستو فقط در حرف با توئه ....کاش میشد بهش فهموند که داره اشتباه میکنه ولی گاهی عشق چشمو کور میکنه و گوشو ناشنوا ....کاش زودتر از موعد برم دنیای خودتون پیشکش خودتون من که قشنگی توش ندیدم چه قبلا چه الان ....صبرم دیگه تموم شده تلخ شدم میدونم اما...هزار اما که باید خفه بشمو نگم مبادا به کسی بر بخوره پس فردا نگن طهورا خانم ما همه ی پستهاتو میخونیم ننویس ....شماها چه میدونید من چرا مینویسم ؟ چه میدونید درد یعنی چی و نوشتن در حالتی که حتی نمیتونی بشینی یعنی چی؟ هیچکس نمیدونه من چرا مینویسم مگه بیکارم از صبح تا شب و از شب تا صبح بنویسم یا دیوونه ام وقتمو هدر کنم در حالی که کلی درس نخونده دارم و درد امونمو بریده ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
حس هیچی نیست هیچی ....از اینهمه سکوت خسته شدم ....اینهمه ادم تو خونمونن انگار هیچکس نیست ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
غم من ...شعر سر به مهر یاد توست .....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
طهورا مگه تو پجشنبه امتحان حسابداری نداری؟ چرا دارم ولی حسش نیست بخونم !ولی مجبوری یادت نره قولی که به خودت دادی موفقیت حتی با واژه ی باید .اره یادمه الان میرم حس نوشتن بهم دست داده بد اخه ...پاشو برو بهونه نیار دنبالر همیشه هست ...باشه رفتم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میگم کاش این امکان بود که مثلا بعضی پستهامونو کسی نمیدید فقط خودمون میدیدیم بدون نیاز به تنظیمات یا مثلا کاری میکردیم کسی بعضی پستهامونو لایک نکنه ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
هر روز زیباتر از قبل میشی هر روز بیشتر و بیشتر نزدیک میشی به اونکه باید باشی اما حیف نیستی .....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
عمریست نشسته ام پای لرز خربزه هایی که هیچوقت یادم نمی آید ...کی؟! خوردمشان ....