*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
جوان است و جویای نام ...میدان را خالی کردیم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یعنی این لپ تابمو داغون کردما به زودی باید برم بشینم پشت میز کامپیوتر از اون یکی استفاده کنم اگه همینطور ادامه بدم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
مراسم هفتم مادر بزرگ مامانمه من نرفتم به من میگن چرا نرفتی با گریه هات مجلسو گرم کنی خبر ندارن من اگرم میرفتم واسه خودم گریه میکردم نه اونی که رفته اونور ...اصلا همه همینطورین ...دروغ میگم ؟
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
چه جالب توهم اس زده بودم زل زدم به گوشیم یهو زنگ خورد البته تک زنگ بود ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اعتراف میکنم دلم خیلی خیلی گرفته ولی همش سعی میکنم بخندم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
و تو هیچوقت نمیفهمی آرزوی چه کسی را بر دل دارد و کدامین آه دلش را میسوزاند که اینگونه مینالد ولی همیشه میخندد ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یه چیزی بهش گفتم مشخص بود حس حسادتش گل کرده ....دستش بهم میرسید خفم میکرد .....ولی قشنگ ناراحت میشه جذاب مبشه وقتی سکوت میکنه یا کم حرف میشه ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دچار حس بی حسی شدم ....پر از افکار عجیب و غریب با ته مایه های غم ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
چقدر سخته پاک کردن پستهایی که صاحب داره و لایک خودش هم زیرشونه ...همزمان با خوندنش همه چی یادت میاد ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
آلزایمرم داره به حدی میرسه که دوستهامم نمیشناسم علنا اسمشونو اشتباه میگم بندگان خدا هیچیم بهم نمیگن ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
درد و دل همراه با اشک ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یه وقتهایی از صبوری هم خسته میشی ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
ایـن روزها ...تو را فقط به اندازه ی یک اشتباه می شناسم ...