*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
غم خودم کم بود غم دیگرانم اضافه شد ....لعنت به دریا ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دلم گرفته خفن ....حقش نیست ادما این مدلی از زندگی ببرن و سکوت کنن ....چرا باید این مدلی بشه ...باز تیک نوشتن گرفتم ....اینبار به خاطر کسی که خودش روزی ناراحتم کرد ....هوا ابریه دلت بیشتر میگیره ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
از دیشبه بد حالم گرفتس .....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دور ریختم هرچه را که بویش را داشت ....تموم شد .......
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
بهترینم مهربانم ... نغمه زندگیم .. ای فصل زیبای من ... فصلی تازه از حضورت ... فصلی به رنگ عشق .... فصلی به رنگ سالاد فصل .... فصلی به رنگ تو.....چقدر عوض شدی ....ناز تر از قبل ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
شاید درد و دل کردن فقط درد دلت را بیشتر کند و ساکت ماندن چیزی به نام فراموش کردن بیاورد....ساکت نمیمانم تا فراموش نکنم چه بر سر اوردی ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
من از درد خاموش می شوم… درد تو در من خاموش نمی شود اما…
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
بیــــــــــدار شو من همانم که برای بودنم سالها بی خواب بودی !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
چه میکنی باد...... عطر موهایش را جای دیگر بپاش.. این خانه خودش ویران است....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
عصری تلخ که میتونست با بودنت شیرین بشه ....نشد که بشه ....مهم نیست ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اگر رنجی نمی بردیم ، هرگز مهربان بودن را نمی آموختیم !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
درد تنهایی کشیدن مثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی روی کاغذِ سفید شاهکاری میسازد به نامِ دیوانگی...! و من این شاهکارِ را به قیمتِ همهٔ فصلهایِ قشنگِ زندگیم خریده ام... تو هر چه میخواهی مرا بخوان دیوانه خود خواه بی احساس......
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
غرورمو به پای کسی دادم که خودخواه ترین بود ...خاص بود اما خاصیتش کم بود .......