دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

@днᄊαÐя£zα صفرو بدو بیا ببینم زود تند سریع بگو اسمت چیه ؟ خسته شدم اینقده بهت گفتم صفرو یا سفت رو یا پر رو زود باش باید بگی بدو

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

دیدن حقایق که ربطی به فکر و این چیزها نداره علائم کاملا رویت شده بود به روت نمیاوردیم خجالت نکشی جالبه رو در روی هم ایستادیم مایی که زمانی بهترینهارو برای هم مینوشتیم ...چقدر زود عوض شدی ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

وحید بیا اسمتو عوض کن رو مخ منه همیشه

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یا علی رفتم پیام خصوصیمو خوندم چه خشن بودم یکی گفته بود چه خبر ؟ خیلی خشن بهش گفته بودم خبرا به خودم ربط داره احساس غریبی کردم با خودم که

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

اگر حوصله تان سر رفته و یا بیکار هستید به پروفایل من بیایید و کلا در زندگی دیگران سرک بکشید ...خطاب به بعضیها که هر ثانیه اینجا هستن عزیزم سوالی داری بیا خودم رک بهت بگم بارها اینو گفتم بازم میگم از پس دوتا نوشته هیچکسو نمیشه شناخت خودتو خسته نکن ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

خدایی گاهی از قصد دیدگاهو نمیبندم تا وحید مثل قدیمها بیاد نظر بده خاطرات خوب فراموش نمیشن ...فقط از شکلی به شکل دیگه تغییر پیدا میکنن به صورت فیزیکی یا نمیدونم شیمیایی بهش توجه کردم ...اصلا منو چه به دنیای اعداد؟ حافظ بده دستم تا صبح سرگرم بشم...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یه بعضیهایی هستن با بودنشون آرامش میارن یه عده هم با نبودنشون ...نیست آرامش دارم تا میاد اعصابم بهم میریزه ! و چه شب زیباییست امشب که او نیست ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

دارم میمیرم از خنده یکی یه شایعه ساخته تا بهش فکر میکنم منفجر میشم از خنده بعد الان دارم به دوستم میگم اونم داره شهید میشه از خنده دیگه

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

دور شدی اینقدر دور که برای پیدا کردنت باید خیلی جاهارو بگردم تا بتونم بفهمم در چه حالی هستی ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مثل یه دختر فوق خوب نشستم دارم درس میخونم فقط این گوشیم هی صداش در میاد فکرم مشغول میشه همش !

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
توسط موبایل

يکي يه فکري به حال اين دنبالر نابود من با سيستم بکنه داغونه کاملا

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

الان یه کامنت خوندم خیلی با حال بود ملت وضعشون بد خراب شده ها

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

بیخیال غم به قول معروف خودمون بوق لقش ...سر شب به داداشم یه چیزی تعریف کردم بعدش به شوخی گفتم بوق لقش... واسم یه ماجرا سر این تکه کلام مشترک منو راحیلی تعریف کرد تا یک ربع داشتم غش غش میخندیدم قرار شد واسه راحیلی هم تعریف کنیم بعد برگشت گفت آخر سر این دایره ی لغاتت آبروی خاندانو میبری ...من به کی بگم خواهرم این مدلی حرف میزنه؟

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

الان وجود حجت الزامیست که بهش موضوع بدم واسه وبلاگش مغزم شدید باز شده مثلا از اون شبها که اگه تا صبح هم اینجا و اونجا و تو دفترم بنویسم بازم جواب میده شایدم تاثیر مواد انرژی زایی بود که هی امروز به خوردم میدادن که خون بیارن تو رگهام ...خلاصه که حجت جان جات خالیه الان ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

طرف دید دروغهاش رو شده و فهمید که حرف بزنه جواب میگیره ایگنورم کرد ما هم به رسم ادب ایگنورش میکنیم همیشه تا کم میاره ایگنور میکنه به قول خودش طاقت ندارم هی تو بنویسی هی من دلم نیاد چیزی بگم ایگنور میکنم تا نبینم چیا میگی در موردم ولی این دفعه بار آخره که من ایگنور نمیکنمت بر عکس برو تو جایی که دیگه ازش خارج نخواهی شد ..