دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در میکده

تصمیم بگیریم : استاد تغییر باشیم ، نه قربانی تقدیر... در بازی زندگی اگر عوض نشیم تعویض خواهیم شد....

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

دلم بستنی میخواد

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

باز جو داره میره سمت غمو غصه و سکوت شلوغ کنید باور کنید کسی نمیگه چرا شادین؟ دنبالر نباید همیشه غمگین باشه که بخندید

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

خر چه داند قیمت نقل و نبات را ؟

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در Coma

می ترسم از در و دیوار و هرچه یاد آور توست ....می ترسم از چهره ها حرف ها و جملات عاشقانه ای که قصد پر کردن جای خالی ات را دارند ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

گاهی از این همه خنده گریه ام میگیرد...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در سلام

سلام جمیعا

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

اذانه مغربه دعا میکنم برای شفای همه ی مریضها ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

دنیایی که ادمهاش زود قضاوت میکنن به درد نمیخوره ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

شبهای امتحان باید به هرچی فکر به درد نخوره بگی بفرما وقت نداریم بعدا بیا مثلا تابستون ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

نمیدونم قضیه چیه میام دنبالر اشکم شدیدا در میاد هر کاری میکنم بند نمیاد سبک جدید دنبالر ...اشک در بیار طهورا ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

امروز تو بیمارستان یه صحنه ی خیلی دلخراشی دیدم یه اقای جوون همسرش وقت زایمان از دنیا رفته بود و پچشون زنده بود بنده خدا وحشتناک گریه میکرد دلم واقعا براش سوخت از یادم نمیره هر کاری میکنم ...

تیر ماهیا
تیر ماهیا

افتخار میکنم که یک تیر ماهی هستم چون میدونم چه روح لطیفی دارن ...

این ارسال را بازنشر کرده است.