*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
امروز عصر رفته بودم حرم حضرت عبد العظیم بیش از حد شلوغ بود یه خانمه هی میگفت هل ندین ولی خودش پای منو همچین له کرد یعنی فکر کردم شکست یکی دیگه بود دستشو مشت کرده بود به صورت دورانی میچرخوند تو کمر مردم یکی دیگه صلوات ختم میکرد ولی چادر ملتو میکشید یکی دیگه با بچش امده بود داد میزد خانمها پچم مرد خلاصه خنده بازاری بود برای خودش بعد اینکه امدم بیرون احساس کردم هزار نفر کتکم زدن یا از شیاب چانگه تکواندو امدم بیرون ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
من ارامش میخوام نه اسایش ....