*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
همه جارو بستم منم و دنبالر اینم داره ناز میکنه واسمون ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
تجربه ام میگه : هر کی که میگه من اونطوری نیستم دقیقا همونطوریه ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
فردا یه روز خوب میشه میدونم ...شاد میگذره میدونم ...صلح میشه میدونم ...خودمو کلک میزنم میدونم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
حس آدم حرفه ای رو دارم که هیچی بلد نیست ...حالم بده تو جدی نگیر !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دو نفر پایه واسه فحش دادن به یکی لازم دارم اونم اینجا نه جاهای دیگه حیف که نمیشه ...من مثلا در حال ترکم داره ساعت یک میشه فردا کلاس دارم دو جلسه رسما غیبت داشتم یعنی هیچی دیگه تف تو ذاتت فقط ...عوضی !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یکی که آماده ی گریه کردنه و بغض داره ولی از ترس سر درد شدید شدن هی بغضشو قورت میده هی تند و تند مینویسه ...اون یکی منه خرم که بیخیال نمیشم ...خرابم خراب !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
حال دلم خوش نیست ..داغونم به تمام معنا !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
نمیدونم واسه کی داره فیلم پخش میکنه ؟ اصلا حواسم به تلوزیون نیست فقط صدای حرف زدنشونو میشنوم !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
نمیدونم ناراحتم یا عصبی؟ ولی میدونم که دارم از سر درد و بدتر از اون از چشم درد میمیرم ولی روم کم نمیشه فردا هم باید زود بیدار بشم کاش مثلا میشد تو دنبالر هم چهار تا فحش و چرت و پرت بنویسی آروم بشی یا مثلا یه پایه بود واسه فاز گرفتن تا خود صبح ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اینقدر همه چی برام تکرار شد که سر درد گرفتم در حد مرگ از صبحه 4 تا مسکن خوردم جواب نداده تازه یکم آروم شده بود که ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
پر از افکار متناقضم ...یکی همیشه میگفت تو پر از پارادوکسی اونم به شکل ثانیه ای راست میگفت خوب !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
هیچکس هم پیدا نمیشه مارو با هم آشتی بده ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
من تو سایتهای خیلی خیلی زیادی عضوم که خیلیهاشو حتی صمیمی ترین دوستان و نزدیکترین اطرافیانم خبر ندارن اما راستش آرامشی که اینجا دارم هیچ جا ندارم درسته که نوشتن اینجا برام فوق سخت شده اما تا حس میکنم باید حرف بزنم دنبالرم یعنی دنبالر همیشه بازه برام فقط وقتی که حس میکنم کسی واقعا نباید بخونه سریع میرم اونورا اما خوب راستش نمیدونم چرا مینویسم سرعت تایپم شدیدا رفته بالا ولی ذهنم تعطیل شده یعنی بیشتر این روزا میخونم تا بنویسم ...یه وقتها هم با بودن یه کسایی انرژی نوشتن میگیرم اما داره خوب ...اماهایی که اینجا نمیتونم بگم ...