*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
نت فقط و فقط وسیله ای برای آزار دادن است و بس ...بین چند تا حس مثل غم و خنده و فضولی و بغض و عصبیت همچنان دارم ادامه میدم دو ساعته دارم میخونم ...اینکه هنوز زنده اس جالبه ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
الان فقط وجود یکی میتونه آرامش بخش باشه و بس میرم سراغش تا باز مثل همیشه بگه چته طهورا؟ بعد شروع کنم بگم چمه یهو به خودم بیام ببینم دارم میخندم ...تنها راه چارم اما اون حس کنجکاویه لعنتی میگه برو تا ته قضیه ببین چه خبره !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
اینجانب یک داغون با خوندن کلی پست شخصی یک نفر ...نمیدونم چرا منو دعوت میکنن به جایی که نباید برم ...اعصابم بهم ریختس شدید این موبایل لعنتی هم هی اس داره حس خوندن ندارم یه بغضی بد داره اذیتم میکنه ...من توان خوندن ندارم آزارم ندید !
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
منه معتاد به اینترنت که دوره ی طلاییشو از دست داده و خودش از همه خسته تره اما نمیتونه رهاش کنه ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یکی نیست بگه مگه آزار داری میری سراغ چیزها و کارهایی که درد و داغ دلتو تازه کنه؟
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
امروز یکی از دوستان با من چت کرد که من اصلا یادم نمیاد چه زمانی ایشونو ادد کردم یا تاییدش کردم اصلا ته تعجب بود ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
ماهی رسیده به آبم اما کاملا سیراب ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یک اولین ثبت شد در جمعه شب 26 مهر 92
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
آدم یه کاریو شروع میکنه بعد مثل چی توش گیر میکنه ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
چقدر سخته تحمل بعضی چیزها ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
هر چیزی که زیاد تبلیغ بشه خوب نیست ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
همیشه قدمهای اول جز مراحل سخته یک کاره ...