دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

به یاد هم بودن قشنگترین هدیه ای است که نیازی به با هم بودن نداره

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

چه بارونی داره میاد امروز واقعا گرم بود الان سرد شده شکرت خدا چه قدرتی داری ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

خیلی چیزهارو خیلی وقته میدونستم اما هرگز رو نکردم تو سکوت تحمل کردمو واگذار کردم به خود خدا گفتم زشته ابروی کسیو ببرم گناهه... تو اوج مشکلات زندگیه خودم این چند نفر ازارم میدادن تحمل میکردم ،حالا بماند که با ایدی یک فرد جدید وارد میشدن و اذیت میکردن که خدارو شکر دنبالر با حذف همه ی ارسالها ضایعشون کرد و روشون کم شد ...بازم سکوت کردم تا اینکه شکر خدا دستشون برای همه رو شد بدون اینکه من تلاشی کنم ...امیدوارم خدا کاری کنه که در اوج مشکلات دست و پا بزنن یکی به سبک خودشون ازارشون بده ...خوشحالم داره جواب میگیره ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

خوب خدارو شکر رو سیاهی موند به زغال و حقیقتها مشخص شد و از خجالتش برای همیشه رفت ...خوشحالم ابروش اونطور که باید میرفت رفت ...تاوان تمام تهمتهایی که به من زد همین بود... تازه این اولشه اون دنیا روبروی خدا چه جوابی میخواد بده ،دیگه خودش میدونه ....هرگز حلالش نمیکنم نه خودشو نه دوستاشو ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

ممنون که باران را به خاطر خوبان ِ زمینت میفرستی چه سیلی می آمد اگر بر عکس بود حکمتت !

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

به آیینه نگاه میکنم … لبخند میزنم … لبخند نمیزند …

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

امروز داشتم از پل هوایی رد میشدم زیرشم قطار مترو رد میشد یهو فکر کردم اگه الان زلزله ای 9 ریشتری بیاد من از این ارتفاع پرت بشم پایین درست میوقتم وسط ریل قطار بعد حتی اگه زنده بمونم چون همه جام خرد شده تا بخوام تکون بخورم یهو یه قطار با سرعت میاد از روم رد میشه کاملا له میشم همه جا میچسبه تکه های بدنم بعد خودم از افکار خودم وحشت کردم تمامشم در طول مسیر پل امد به ذهنم رسیدم به پله برقیش گفتم برو طهور دیوونه اینا چه افکاریه داری؟ بعد تا دم دانشگاه خودمو نصیحت کردم الان کلا منقلب شدم

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

عذاب وجدان دارم ...بابام رو تخت بیمارستانه و کاری از دست من بر نمیاد ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

اولین امتحان با موفقیت به پایان رسید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
در سلام

سلام عصر بخیر

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

بعد از دو سال دوباره از یه هدیه تولد استفاده کردم ....