*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
مهمانی زیباست وقتی تو میزبانش باشی .... پر از یاد ...پر از تو ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
توسط موبایل
دوستي داريم هر وقت به نفعشه مارو ميشناسه وگرنه هميشه يکيش مرده و فردا ميره ختم مثل فردا نسلشون در حال انقراضه طفليا...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
از این ساعت دنبالر جلوی مهمون ....برام مهم نیست ....خودم مهمتر از همه هستم ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میگن ادما وقتی که رفتنشون نزدیکه همه چیو قشنگ و زیبا میبینن از همه چی لذت میبرن شاید کاسه ی منم داره پر میشه ....وقتی فکر میکنم میبینم چیزی برای وابستگی ندارم و اگه بخوام برم اسوده تر از همه میرم فقط و فقط حسرت یک کلمه رو شنیدن تو دلم میمونه .....مامان ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
خوشبختی یعنی داشتن دوستان و نزدیکانی که بدون اینکه تو بدونی به فکرت هستن و برای شادیت هر کاری میکنن و بهت میگن تو باید شاد باشی تا مارو شاد کنی ....شکر خدا زیاد اطرافم گذاشته از این افراد ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
امروز صبح هدیه تولدم از راه دور با پست رسید تقریبا دو ماه زودتر گفته بودم بازش نمیکنم ولی باز شد به دست فاطمه خودم حتی یک لحظه هم نگاهش نکردم فقط روشو خوندم و فشارش دادم نرم بود فاطمه میگفت اون تو یه جعبس ....نمیدونم چرا دلم میخواد شب تولدم بازش کنم و همینکارو خواهم کرد ....شاید بیشتر به دل بشینه ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میشه گفت امروز سومین روزیه که شدم خود قبلیم چقدر دور بودم از اونی که بودم ....سومین روز از تولد دوبارم که فهمیدم دنیا موندنی نیست ...و من باید برم اما با سربلندی ...سومین روز که وقتی بیدار میشم حس زنده بودن میکنم ....سومین روزی که دور از مجازی به کارهام رسیدگی میکنم ....سومین روز که لبخند مردمو درک میکنم شور و تحرکو حس میکنم میخندم با تمام وجودم ...هرچند تلخ اما هستم و باید مبارزه کنم با هرچی موجود ناشناختس و نباید بهشون اجازه بدم منو از پا در بیارن ....حس قشنگی دارم وقتی میرم سمت خدا حرفهای حافظو باز میفهمم مینویسم اما نمیسوزونم ....من با خودم اشتی کردم ...همه چی باید از خودم شروع بشه ....هیچکس مقصره مشکلات من نبوده و نیست ....هر چی بوده گذشته ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
ادمها اونی نیستن که نشون میدن ....خیلیهاشون فقط سعی میکنن خودشونو خوب نشون بدن باور نکنید ....تجربه نشون داده بترس از انکه سر به زیر دارد ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
هیچ وقت نگو من بد شدم بدیو تو خودت بگرد ...بشین قضاوت کن که من چرا بد شدم ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
احتمالا زمان زلزله ی امروز ما داشتیم تو رستوران ناهار میخوردیم تازه الان تو سایتها خوندم برای همه از خدا صبر میخوام ...بازم بوشهر چندین بار زلزله شده نمیدونم چرا اسم زلزله ی بوشهر میاد خندم میگیره درسته میدونم خدا بدش میاد اما اینکه میدونم یه عده اونجا شده برای ثانیه ای یاد مرگ میوفتن خوشحال میشم یه جورایی دلم خنک میشه ....شاید شاید این یک درصد جواب غمهای من نسبت به این شهر باشه ....فقط یک درصد ...