دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

تازه ی جای سختش اونجاست که هی تو مجازی میبینیش ...و دیگه نمیتونی از احساست بنویسی چون غرورت اجازه نمیده ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

نمیتونیم دشمن باشیم چون یه زمانی عاشق هم بودیم الان همو میبینیم و بیشتر به هم به شکل زیر پوستی حرص میدیم و خودمونو به نفهمیدن میزنیم در حالی که جفتمون عذاب میکشیم از اینکار و جالبه یه جورایی همدیگرو از تمام اتفاقای زندگیمون با خبر میکنیم و این سخترین امتحان انسان توسط خداست ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

آشناترین غریبه برای هم ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

نزدیک ترین آدم به تو اون کسی است که از دورترین فاصله همیشه به فکرته.

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

شبکه ی ریل تایم داره شیرینی تر نشون میده به داداشم میگم من بدون شیرینی چای دوس ندارم میگه رک بگو شیرینی میخوای دیگه فقط به کی زنگ بزنیم بیاره دم خونه؟ اگه ماشینمو میبری کارواش یا خودت رانندگی میکنی میخرم واست سردرد داری الان مستجاب الدعا هم هستی چاره نیست فقط تو به فکر کارواش باش مامانم کف کرده میگه علی از وقتی اینجاست ورشکستش کردی بعد میگه دختر تو چقدر پر رویی الانم رفت بخره بیاد تازه شیرینی فروشی مخصوص هم بهش آدرس دادم از نظر من داداش ها تا مجردن باید ازشون استفاده کنی

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یکی هم هست از ساعت 9 صبح رفته نون بگیره نیومده طفلی تو صفه خوب شلوغ بوده لابد

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

امروز تو راه برگشت یهو جو گیر شدم رفتم کلی محصولات فرهنگی خریدم الان حساب کردم 15 تومن الکی خرج کردم ...چند وقته بی رویه دارم پول دور میریزم فقط واسه اینکه وقتی خرید میکنم آرامش میگیرم یکی میگفت تو کرم خرج کردن داری نه آرامش راست میگفت انگاری ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یه کیف لپ تاپ جدید میخوام که هم ضربه گیر داشته باشه هم شیک باشه هفته ی دیگه کامیو میخوام ببرم دانشگاه شیرین کیفمو برد واسه خودش که داغون بود رو گذاشت واسه من

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

وقتی تند و تند فکر میکنم و از یک موضوع مغزم میره سراغ موضوع دیگه یعنی دارم به یک موضوع فوق خاص فکر میکنم فقط دارم موضوعاتو به هم وصل میکنم تا به یه نتیجه ی منطقی برسم مثل الان ...ترجیح میدم تو این مواقع کسی باهام حرف نزنه و فقط بنویسم یا خط خطی کنم ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

گرگ دقیقا اونیه که تا میفهمه تنهایی بهت حمله میکنه ...حیوونهایی که دو پا دارن !

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

تو خونه به جامعه ی مهندسین اعلام کردم که من از مدیریت و ریاضی و حسابداری و اینا خسته شدم میخوام انصراف بدم و برم پی علاقه ی خودم یعنی ادبیات یا فلسفه یهو صدای همه رفت بالا که بیا و بخاطر علم هم شده اینو دیگه ول نکن روانشناسیو بیخیال شدی هیچی نگفتیم این دیگه آخراشه عمرا اجازه بدیم ...بعد داداشم میگه تو مغزت طبیعی نیست همه یه دیپلم دارن تو یه دیپلم نظری داری یه فنی بیا دست از سر این علم بردار برای ارشد هرچی خواستی بخون یا از اول برو واسه لیسانس بعد دیدم بابام داره متفکرانه بهم نگاه میکنه به شوخی بهش گفتم دکتر شما نظر نداری ؟ خندید گفت دخترم با یه دست نمیشه دوتا هندونه برداشت ...اما من تا آخر عمر حسرت فلسفه تو دلم میمونه ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

ما همیشه این مدلی تصمیم میگیریم مثلا میخوایم بریم غرب یهو سر از شرق در میاریم میخوایم بریم دریا میریم کویر میخوایم بریم کوه میریم تپه میخوایم بریم پارک میریم سینما یا مثل این یکی میخوایم بریم ارتفاعات سومار در غرب ایران میریم قم فقط بخاطر سوهان

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

اگه خدا بخواد و حضرت معصومه هم بطلبه ایشالا این هفته دوستانه میخوایم بریم قم جمکران با قطار از ارتفاعات سومار و زاگرس نوردی رسیدیم به قم

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

بعد من امروز رفته بودم سر کلاس ریاضی 2 که پاس کردم و با کمال پر رویی نشسته بودم تجزیه و تحلیل و طراحی سیستم میخوندم فقط به خاطر دوست جون خیلی خوش گذشت یکی از آقایونو کلی اذیت کردم هی بهش میگفتم امتحان از این سختر وجود نداره طفلی به خاطر اینکه بهش گفتم قدت بلنده من نمیبینم جاشو عوض کرد در حالی که من اصلا با تخته کار نداشتم یکی هم همش خواب بود تا بیدار میشد بهش میگفتم عع بیدار شدی؟ میخندیدیم باز میخوابید ردیف آخر تو کلاس نشستن واقعا خوش میگذره

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یکی از بهترین پنجشنبه های عمرمو گذروندم پر از خنده و شادی خدارو شکر البته تا به یه رستوران برسیم از گرسنگی هلاک شدیم آخرم رفتیم مکان همیشگیمون بعد منو جلومون بود هی انتخاب میکردیم هی یه چیز جدید میدیدیم که امتحان نکردیم میرفتیم اونو سفارش میدادیم اینقدر غذا خوردیم فکر کنم تا فردا ظهر گرسنه نشیم ....