دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

عذاب وجدان دارم ...بابام رو تخت بیمارستانه و کاری از دست من بر نمیاد ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

اولین امتحان با موفقیت به پایان رسید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

بعد از دو سال دوباره از یه هدیه تولد استفاده کردم ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

باز نشرهای بی مورد و بی معنی اونم حرفهای خیلی معمولی یک فرد ...یا با مفهوم بازنشر اشنا نشدن یا اینکه قراردادی شده ...وقتی باز نشرهای کیلویی شروع میشه پناه میبرم به پروفایل خودم تا یک صفحه ی شلوغ و بی مفهومو نبینم ....خیلی حرکت زشت و مضحکیه باز نشر حرفهای معمولی ....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

خوشم میاد از تند و تند درس خوندن چند ساعت قبل از امتحان بیشتر از همیشه هم تو ذهن میمونه و واقعا تو امتحان کمک میکنه ...بهش میگن حافظه ی کوتاه مدت !

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

هنوز هم صدقه هایم به نیت سلامتی توست...

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

این روزها به هرکس خوبی میکنی فکر میکنه از خوبیه خودشه....

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

242 صفحه به پایان رسید از اینهمه 30 تا سوال ....حجم الکی فقط برای ظاهر ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

داشتم پیام خصوصیهای دقیقا یک ماه پیشمو میخوندم جالبه که هنوزم با خوندنشون خندیدم درست مثل همون موقع ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

هیچوقت نشده استرس امتحان داشته باشم احساس میکنم انسان بسیار راحتیم دلم میخواد استرس شب امتحانو حس کنم ولی هرگز برام پیش نیومده ...خوب لازمه یکمیش ...ولی ندارم اصلا ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

چند سال پیش که بابام رفته بود واسه عمل اینهمه ناراحت نبودم ولی این سری که الان بیمارستانه اصلا حس میکنم تمام وجودم اونجاست یک روزه ندیدمش فکر میکنم سالهاست نیست حتی زنگ زدنم ارومم نمیکنه ...حس میکنم دخترا هرچی بزرگتر میشن بابا براشون پر مفهومتر میشه ...دلم میخواد هی بیاد بهم بگه خوشگلم بیا پیشمون وقتی بود همش تو اتاق بودم الان پشیمونم ....کاش الان بجای بیمارستان خونه بود ...