*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
چه دنیای متفاوتی ...قابل شناخت نیست ...عجایب خلقتی دیدم در این شهر ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
یه وقتها لازمه دنیارو با چشم دیگران دید ...اونوقت درک میکنیم چطور فکر و برداشت دارند ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
کاش یکی از اوها تو بودی ....کاش ....
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
امشب که باید سرشار باشم از حرف برایت خالیم حتی از فکر ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
نمیدونم قضیه چیه هر وقت میرم مهمونی در یک جای مشخص کلا حالم دگرگون میشه نمیدونم به چه سبکی غذا میپزن ؟ اصلا طعم نداشت ...نهایت غذای امشبم شد 3 قاشق کنسرو لوبیا و قارچ ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
مثلا مهمونی دعوتم دارم الکی وقت کشی میکنم از همه دیرتر برم ...چون از میزبانان به هیچ وجه خوشم نمیاد ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
بعضیها ادمو از بزرگواری میکوبن پایین ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
دور دستی نیاز است ...انجا که دست هیچ کس به من نرسد ...