دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مدتهاست که درباره ام را گذرانده ام دیگر هیچ ندارم ....هرچه هست سکوت است و سکوت ...و شاید لبخندی تلخ... درباره »
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
زن - مجرد
امتیاز: 17647

دنبال‌شدگان

(1740 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(973 کاربر)

گروه‌ها

(112 گروه)

بازدید

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند خود مفهوم تنهایی من هستند....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

و باز هم سر درد ...دو روزه دوباره ولم نمیکنه ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

بیزارم از سرزمین دین و اسلام ....قانون به درد نخور و بی احساس اینجا !

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

کل خونمون تاریک تاریک شده مثل روزهای ابری همه خوابن کلاس هم تشکیل نشد ...من موندمو کلی فکر بی نتیجه....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یکی میاد تو زندگی گند میزنه به کل زندگی و میره ...بعد یکی دیگه میاد همه چیو عادی میکنه... ولی خوب پشت این عادی شدن کلی ترس هست ،کلی تجربه ی تلخ، کلی سکوت، کلی خنده ی همراه با بغض ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

با خبر شدم که یکی منو از ایگنور خارج کرده دستش درد نکنه واقعا چطور روش شده نمیدونم؟ خیلی پر رو تشریف داره خیلی صد سال دیگه هم بگذره از چاه ایگنور من خارج نمیشه میدونستم روت زیاده ولی نه تا این حد

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

داره تبدیل میشه به یک فرد عادی مثل همه ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

اومد یه بیت شعر انداخت تو ذهنم و رفت حالا هی تکرارش میکنم داشتم غذا میپختم بلند تکرارش کردم شیرین گفت چته یواش فکر کن ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

فکر کنم حسودیش گل کرده دوباره

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

اسمت هرچی که هست باشه مهم اینه که دیگه وجود خارجی نداری یک فرد از دنیا رفته که فکر کردن نداره ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

حالا مثلا اگه سویشون سیب زمینی از نوع نگینی نداشته باشه از گلوشون پایین نمیره؟

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

نمیدونم دارم آشپزی میکنم یا دارم لباس اتو میکنم یا دارم فکر میکنم یا دارم برنامه ریزی میکنم واسه عصر کلا درگیرم شدید اعصابمم یه آشغال بهم ریخته اگه بمیری من جشن میگیرم قسم میخورم ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

مسبب همه ی مشکلات امروز و الان و کل زندگی من فقط یه عوضیه ....

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یه بی معرفتی میگفت یه مدیر خوب اونه که خوب برنامه ریزی کنه خبر نداشت روزهاییو میخواد برام پیش بیاره که همه چی کنترلش از دستم خارج میشه و من فقط میشم یک بیننده ...

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

یک ربع دیگه کلاسم شروع میشه نشد برم بخاطر این انتخاب واحد کوفتی ترمی که نکوست از اولین جلسه ی ریاضیش پیداست ...