مهسا
به سلامتی تو.... تویی که الان پشت مانیتور قوز کردی... تویی که الان با کله اومدی رو صفحه مانیتور دستتو گذاشتی زیر چونت... تویی که الان از فرط تنهایی بغضت گرفته... تویی که از بس خسته ای دلت گرفته... تویی که الان دلت واسه یه بی معرفت تنگه... تویی که میخوای بهش زنگ بزنی ولی غرورت نمیذاره... تویی که بغضتو قورت میدی که یه وقت گریه نکنی ... تویی که دلت میخواد فریاد بزنی... تویی که یه عمر سنگ صبور بودی... تویی که دلت میخواد با روزگار دعوا کنی... تویی که اومدی فراموش کنی یاد یه خاطره افتادی.... تویی که هر آهنگی گوش میدی یاد یه نفر میفتی... تویی که تنهایی... تویی که همه دنیات شده بی کسی... تویی که تا میای یه کاری کنی میگی : بیخیال... تویی که واس خودت آواز میخونی.... تویی که حرفای دلتو تو کتابات مینویسی.... تویی که شبا رو بالشت خیس میخوابی... تویی که میری زیر پتو تا کسی صدای گریه هاتو نشنوه... تویی که همه دلخوشیت شده اینترنت.... تویی که این روزا توی دنیای مجازی غرق شدی... تویی که حتی توی دنیای مجازی هم خودتو گم کردی... به سلامتی تو....
مهسا
مگسی را کشتم نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است طفل معصوم به دور سر من می چرخید، به خیالش قندم یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم!!! ای دو صد نور به قبرش بارد؛ مگس خوبی بود... من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد، مگسی را کشتم ...!
مهسا
لعنت به این شبهایی که نمی دونم چراغ اتاقت رو کدوم لعنتی خاموش می کنه...
مهسا
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟ غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم دومین روز بارانی چطور؟پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود و سومین روز چطور؟گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد. وچند روز پیش را چطور؟به خاطر داری؟که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم...فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو..
خدایی این دیگه راسته کاملا
13 سال و 1 ماه و 29 روز و 7 ساعت و 20 دقيقه قبل