اِبی بن بست. . .
به انگشت اشاره ام نخی بسته ام, تا یادم نرود , فراموشت کنم ! چشمهایم را می بندم , کاش دیگر نبینم ...!
اِبی بن بست. . .
گفتم دوستت دارم ، نگاهی به من کرد و گفت : چندتا ؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهای دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود .
اِبی بن بست. . .
یک ساعت تمام بدون آنکه یک کلام حرف بزنم برویش نگاه کردم : فریاد کشید آخر خفه شدم چیزی بگو . گفتم : نشنیدی برو !!!
اِبی بن بست. . .
تنهـــــــــــاییم انقدر عمیق است
که دیگر دست هیچکس به آن نمی رسد!
که بخواهدحتی
از تنهــــــــــــــــــایی درم آورد...
اِبی بن بست. . .
حالم از این روزگار و این دنیا بهم میخوره که فقط توش تضاد معنی داره!!!!!!!!!!! عشق و نفرت بد و خوب زشت و زیبا تنها و باهم همه چیز تضاد،خسته ام از این روزگار بی رحم
اِبی بن بست. . .
همه ی یهویی ها خوبن !! یهویی بغل کردن یهویی بوسیدن یهویی دیدن یهویی سوپرایز شدن یهویی بیرون رفتن یهویی دوست شدن یهوویی عاشق شدن . . اما امان از یهویی رفتن ها
اِبی بن بست. . .
شرمنــده ام کــه هیچ وقت، مهربانــی هایت را منتشـــر نکردم امـا تــا دلــت بخواهد گلایـه هـا را "پست" کردم و دوستانم"لایک" زدند ...
اِبی بن بست. . .
لعنت به اونی که واسه رفتنش گریه کردیم, رفت واسه دوستاش تعریف کرد؛ خندیدن....
اِبی بن بست. . .
چه موجودات بی دردسری هستند مردگان...!!! نه با دستی ظرفی را چرکین می کنند و نه با حرفی دلی را آزرده... تنها به شمعی قانعند و اندکی سکوت...
اِبی بن بست. . .
ببـــیــــــن این اسمش دلــــــه ! اگر قرار بــــــود بفهمه که فاصله یعنی چــــــــی اگر قرار بــــــود بفهمــــه که نمیشــــه … میشد مغــــــــز ! دلـــــه .. نمی فهمــــــه … ! خواستم اطلاع بدم…
اِبی بن بست. . .
خدايا!
بيا من بغلت كنم
از تنهايي در بياي؛
از تو كه خيري بهم نرسيد!
اِبی بن بست. . .
آنكه مست آمد و دستي به دل ما زد و رفت ، در اين خانه ندانم به چه سودا زد و رفت ، خواست #"تنهايي" ما را به رخ ما بكشد ، طعنه اي بر در اين خانه تنها زد و رفت