اِبی بن بست. . .
مرا هیچ چیز عذاب نمی دهد، جز اینکه همیشه دانسته خطا کردم
ندانسته آلوده شدم، نشناخته وابسته شدم، و نخواسته رانده شدم
اِبی بن بست. . .
روزی عقابی خسته داشت پرواز میکرد که ناگهان گنجشکی میره طرفش میگه: کاکا وسعت پر رو حال میکنی؟
عقابه میگه: برو حوصلتو ندارم! گنجشکه بازم پیله میکنه میگه: کا وسعت باله رو حال میکنی؟
عقابه بازم میگه: بروحوصلت و ندارم و گرنه میام یه کاری میکنم پرات بریزه! گنجشکه میگه: مردی بیا!
عقابه میره طرف گنجشکه میزنه پراشو میروزنه گنجشکه در حال افتادان میگه میگه کا هیکل و حال میکنی!
اِبی بن بست. . .
در خیالم پشت سرت آب ریختم نه برای اینکه برگردی ، تا پاک شود هرچه رد پای توست از زندگی . .
اِبی بن بست. . .
همیشه درد از دیگران است
گاهی از نبودنشان
گاه از بودنشان
.
.
.
اِبی بن بست. . .
چه داروی تلخی است : وفاداری به خائن ، صداقت با دروغگو و مهربانی با سنگدل . .
اِبی بن بست. . .
زندگی شاید همین باشد ، یک فریب ساده و کوچک ، آن هم از دست کسی که تو دنیا را جز با او و جز برای او نمی خواهی !!!
اِبی بن بست. . .
غریبه بود ، آشنا شد ، عادت شد ، عشق شد ، هستی شد
روزگار شد ، خسته شد ، بی وفا شد ، دور شد ، بی گانه شد
ولی فراموش نشد
.
.
.
اِبی بن بست. . .
چقدر زمونه بی وفاست نمی دونم خدا کجاست یکی بیاد بهم بگه کجای کارم اشتباست ؟ گاهی می خوام داد بکشم اما صدام در نمیاد بگم آخه خدا چرا دنیا به آخر نمیاد ؟
اِبی بن بست. . .
میان میرن میگذرن روزایِ سختِ زندگی غمش رو نخور ! . . .
اِبی بن بست. . .
.
به وسعت ندیدن نگاهت خسته ام
چگونه بشکنم ثانیه های سنگین دوریت را ؟؟؟