اِبی بن بست. . .
دلتنگی
عین آتش زیر خاکستر است
گاهی فکر میکنی تمام شده
اما یک دفعه
همه ات را آتش میزند . . . . .
اِبی بن بست. . .
از ساعت متنفرم !
این اختراع غریب بشر که مدام ،
جای خالی حضورت را به رخ دلتنگی یادم می کشد!!
اِبی بن بست. . .
تو بارانی من باران پرستم تودریایی من امواج تو هستم اگرروزی بپرسی باز گویم: تو من هستی و من نقش تو هستم
اِبی بن بست. . .
من همه ی قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اونم از غصه ی توست
اِبی بن بست. . .
من با تو چقدر ساده رفتم برباد.... تو نام مرا چه زود بردی از یاد.... من حبه ی قند کوچکی بودم که از دست تودر پیاله ی چای افتاد
اِبی بن بست. . .
روزی به هم میرسیم..... بگذار سایه من سرگردان ازسایه تو جدا باشد.....روزی به هم میرسیم.... که گرباشدبین ما نه جز خدا باشد...
اِبی بن بست. . .
در دایره قسمت اگر باران بلا بارید عاشق انست که از دایره بیرون نرود.
اِبی بن بست. . .
کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم به یاد ماندنی , نه حاشیه ای فراموش شدنی
اِبی بن بست. . .
بگذاز تا شیطنت عشق چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید،هرچند آنجا جز رنج و پریشانی نباشد اما کوری را به خاطر آرامش تحمل مکن
اِبی بن بست. . .
مترسك انقدر دست هايت را باز نكن..... كسي تو را در آغوش نميگيرد.... ايستادگي هميشه تنهايي دارد
اِبی بن بست. . .
خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد
بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد .
اِبی بن بست. . .
عشق بینایی را میگیرد، دوست داشتن بینایی میدهد....
اِبی بن بست. . .
گفتی که می بوسم تو را ، گفتی تمنا می کنم ، گفتی اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم گفتی اگر از پای خود زنجیر عشقت وا کنم ، گفتم ز تو دیوانه تر دانی که پیدا می کنم
اِبی بن بست. . .
کاش میشد هیچ کس تنها نبود ....کاش میشد دیدنت رویا نبود ....گفته بودی با تو می مانم ولی... رفتی و گفتی و اینجا جا نبود .....سالیان سال تنها مانده ام ....شاید این رفتن سزای من نبود.... من دعا کردم برای بازگشت ....دست های تو ولی بالا نبود ...باز هم گفتی که فردا میرسی ...کاش روز دیدنت فردا نبود ....