اِبی بن بست. . .
تو روزگار رفته ببین چی سهم ما شده ، از عاشقی تباهی ، از زندگی مصیبت از دوستی شکست و از سادگی خیانت . . .
اِبی بن بست. . .
هر شخصی میتواند بشنود چه میگویی ، دوستان به آنچه میگویی توجه میکنند اما بهترین
دوستان به آنچه که نمیگویی .
اِبی بن بست. . .
تنها شادی زندگیم این است که هیچکس نمی داند تا چه حد غمگینم....
اِبی بن بست. . .
دیگر نمی خواهم عاشق شوم دلم را در جعبه ای می گذارم درش را محکم می بندم و رویش می نویسم این دل شکسته دیگر شکستنی نیست...!
اِبی بن بست. . .
گاهی تنهایی ام آنقدر عمیق است*که در آسمان هم احساس میکنم در قفسم
اِبی بن بست. . .
عاشقانه تر از این نیست که در واپسین لحظات باورم از بودن تو باور نکنم که رفته ای
اِبی بن بست. . .
من را تو ببخش چشم من کور! دستم برود به زیر ساطور! تقصیر دلم نبود دزدی چشم تو سیاه بود و مغرور!
اِبی بن بست. . .
دیشب از دلتنگیت، بغض گلویم را شکست / گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست / من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل / تا بماند از روزی که بر قلبم نشست....
اِبی بن بست. . .
به امیدی که وفا خواهم دید / از تو تا چند جفا خواهم دید گر توان وصل تو را دید به خواب / این چنین خواب کجا خواهم دید طاق ابروی تو گر قبله شود / خوش اثر ها ز دعا خواهم دید . . .
اِبی بن بست. . .
زنده با آن که گاهی یادی از ما میکند، از خجالت ما را غرق دریا میکند، حال ما میپرسدو از مهربونی های خود، این دل غمگین ما را پر از عطر گلها میکند
اِبی بن بست. . .
اگه عشقی نباشه آدمی نیست، اگه آدم نباشه زندگی نیست، نپرس از من چه آمد بر سر عشق، جواب من به جز شرمندگی نیست
اِبی بن بست. . .
درد پنجره را پنجره ها میفهمند، معنی کور شدن را گره ها میفهمند، نگاهت به من آموخت که در حرف زدن، چشمها بیشتر از حنجره ها میفهمند
اِبی بن بست. . .
یارو تو مترو داره چراغ قوه میفروشه، صداش کردم اومده میگه چراغ قوه میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه لقمه میرزاقاسمی آوردم واسه ناهارم تنهایی نمی چسبید گفتن بیای باهم بخوریم
اِبی بن بست. . .
عشق مانند آسمان است، گاهی صاف استو شاد، گاهی غمگین استو بارانی