اِبی بن بست. . .
همیشه همین بوده.... هر وقت بهترین روزای زندگی ادم باشه احساس ارامش داشته باشی بعد مدتها .... بالاخره زودتر از اون چیزی که فکرمیکنی یه نفر پیدا میشه که گند بزنه به تمامه روابط تو بادیگران .... ارامشت رو بگیره .... بدتر اینکه از جایی میخوری که انتظار نداری...
اِبی بن بست. . .
چی بگم.... حرفی ندارم که بزنم.... فقط منتظرم... منتظر یه خبر.... خبری که الان از هر چیزی برا من مهتره....
اِبی بن بست. . .
گاهی حرف نزدن از حرف نداشتن نیست , از حرف زیاد داشتنه - از این حال باید ترسید چون یا به , گریه ختم میشه یا به خشم !!!
اِبی بن بست. . .
می خوام با کسی رهسپار شوم که دوستش دارم .....
اِبی بن بست. . .
تصمیم گرفتم آنقدر كم یاب شوم تا دلی برایم تنگ شود. ولی افسوس فراموش شدم...
اِبی بن بست. . .
بـہ تَرَکـ هاےِدیوار کہ ریز میشومـ... تـازه میـفهمم؛ سـر بـه شـا نہےکَسے داشتنـ و احساسـ تنهایـے کردنـ ؛ عجیب مَعنے میـدهد ... دیـوار همـ که باشے؛ ترکـ بـر میدارےوَقتے سـر بـه شـانہ ات داشتہ باشـند و بـه حسابتـ نیـاورند ...