اِبی بن بست. . .
تلفن همراه پيرمردى كه توى اتوبوس كنارم نشسته بودزنگ خورد... پيرمرد به زحمت تلفن... ... را با دستهاى لرزان ازجيبش درآورد، هرچه تلفن را در مقابل..صورتش عقب و جلو..كرد نتوانست اسم..تماس گيرنده را بخواند...رو به من كرد و گفت، ببخشيد آقا، چه نوشته؟ گفتم نوشته،"همه چيزم" پيرمرد: الو، سلام..عزیزم ..همه چیزم عزيزم... يهو دستش را جلوى تلفن گرفت وبا صداى آرام و لبخندى زيبا و قديمى..به من گفت،همسرم است
اِبی بن بست. . .
آنقــدر مرا سرد کرد از خودش .. از عشق ..کــه حالا بــه جای دلبستن یخ بسته ام آهای !!! روی احساسم پا نگذاریــد ..لیز میخوریــد
الناز
دوری فقط تعبیریست که فاصله ها از مادارند اما بی خبرند از نزدیکی دلها
اِبی بن بست. . .
گــــفته باشــــم !.!.! اگه پرسیدی "چی شده" و گفتم "هیچی"، گورتو گم نکن برو، ۲ دقه بشین دوباره بپرس، میگم