❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
دخترکه گل فروش شیشه تمام ماشینارو زده بود هیچی گیرش نیومده بود الا نگاه های تحقیر آمیز، نگاهش به اون ور خیابون افتاد، چشمای پر تمنای راننده هارو به یه خانوم که کنار خیابون واستاده بود دید ، راننده ها هی میگفتن خانوم چند؟! خانوم کجا؟ خانوم..... دخترک تو دلش گف آخه اون خانوم که گلم نمیفروشه؟!!! از اون روز همش منتظره اینه که بزرگ بشه..
اِبی بن بست. . .
دست به صورتم نزن می ترسم بیفتد.. نقاب خندانی که بر چهره دارم! و بعد .. سیل اشک هایم تو را با خود ببرد .. و باز .. من بمانم و تنهایی …
اِبی بن بست. . .
گر گرد کسی بسیار گردی
گرچه بس عزیزی ، خوار گردی . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنگاه که "تنهایی" تو را می آزارد ، به خاطر بیاور که خدا بهترین های دنیا را تنها آفریده !