اِبی بن بست. . .
همان غاری که از وارد شدن به آن واهمه دارید ، میتواند سرچشمه آن گنجی باشد که دنبالش می گشتید . . .
اِبی بن بست. . .
می خواستم به هوای چشمانت نفس بگیرم... نفهمیدم چشمانت چه حال و هوایی داشت که نفسم گرفت...!
اِبی بن بست. . .
الهی قربونت برم که انقدر نازی
اِبی بن بست. . .
کاش میشد اروم شم کاش..... ازتو دارم میپوسم از بیرون داغون....
اِبی بن بست. . .
دوستت دارم به اندازه ی پلک هایی که در زمان خیال پردازی هایم زدم و چه بسیار خیالاتی که در ذهن پروراندم . . .
اِبی بن بست. . .
فاصـله تان را با آدم هـا رعـایت کنــــید آدم ها یــهو می زنن روی ترمــز و اون وقت شمــا مقصری…!
اِبی بن بست. . .
ساعتها زیر دوش به کاشی های حمام خیره می شوی ! غذایت را سرد می خوری ! ناهار ها نصفه شب ، صبحانه را شام ! لباسهایت دیگر به تو نمی آیند، همه را قیچی می زنی ! ساعتها به یک آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت آهنگ را حفظ نمی شوی ! شبها علامت سوالهای فکرت را می شمری تا خوابت ببرد ! تنهائی از تو آدمی میسازد که دیگر شبیه آدم نیست ، روزهای من اینگونه و شبهایم اصلاً نمیگذرد . . .