اِبی بن بست. . .
خدایا! الفبای سخت دوست داشتن را به همه ی آنهایی که مدعی عاشق بودنند بیاموز
اِبی بن بست. . .
درک کردن من انگار سخت تر از از دست دادنم بود ... قبول !
اِبی بن بست. . .
من : مامان شام چی داریم گشنمه… مامانم خطاب به بابام: شما شام میخوری ؟ بابام : نه… مامانم خطاب به من: من که شام نمیخورم بابات هم نمیخوره، خودت پاشو یه چیزی بخور… سه تا تخم مرغ نیمرو میکنم، میام میشینم پای سفره شروع میکنم به خوردن که: بابام: نمیدونم چرا گشنه ام شد، من فقط یکی دو لقمه میخورم… خانم شما نمیخوری؟ مامانم: من؟ نمیدونم… حالا یکم میخورم دیگه…