چقدر دوست داشتم دیگران حرفهایم را بفهمند و چقدر دوست داشتم نگاه خیس مرا درک کنند چقدر دلم می خواست یک نفر به من بگوید چرا لبخندهای تو اینقدر بی رنگ است اما کسی نبود همیشه من بودم و من و تنهایی و این دفتر شعرم...
تولدت مبارک ، چه حرف خنده داری چه فایده داره وقتی ، تو گل برام نیاری عجب شبیه امشب ،داره میسوزه چشمام دورم شلوغه اما ، انگاری خیلی تنهام واسه چی زنده باشم ؟ جشن چیو بگیرم ؟ من امشبو نمی خوام ، دلم میخواد بمیرم تولدم مبارک نیس, دلم گرفته غمگینم , هوای خونه دلگیره , تو رو اینجا نمی بینم تولدم مبارک نیس , شکسته قلب داغونم تو نیستی و من از دوریت , خودم رو مرده میدونم هیچ کی خبر نداره ، چقدر هواتو کردم چقدر دلم میخواد تو ، باشی دورت بگردم هیچ کی خبر نداره ، دارم به زور می خندم نمی دونم چرا من ، چشمامو هی می بندم چشمامو من می بندم ، تا منتظر بشینم شاید تو این سیاهی ، بازم تو رو ببینم تولدم مبارک نیس , دلم گرفته غمگینم هوای خونه دلگیره , تو رو اینجا نمی بینم تولدم مبارک نیس , شکسته قلب داغونم تو نیستی و من از دوریت , خودم رو مرده میدونم
بعضی اوقات اینقدر گلوت درد میکنه و بدنت داغ و پر از حرارت میشه ... که هرکسی بهت میرسه دست میزنه به پیشونیت و میگه : " آخی ی ی ی سرما خوردی ؟؟؟ مریضی ؟؟؟ " اونوقته که دلت میخواد داد بزنی و بهشون بگی : شمـــــــــــاها چی میدونید ......... این گلو درد از بغضِ نه از سرماخوردگی . گُر گرفتن و حرارت بدنم از ناراحتیه نه از علائم مریضی . اینو بفهمین تروخـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا .